مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
28
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
عليه - اتمّ بود ، و واسطهء وجود عالم ، و ظهور آن از علم ، به عين ، و از غيب به عين ، و از غيب به شهادت او بود . كه « لولاك لما خلقت الكون » . . . و به حكم « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » « 13 » ، ممدّ هر عين ، بل ، مددكنندهء همّتهاى عامّهء خلايق ، او بوده باشد ، خواه كافر ، و خواه مؤمن ، و ممدّ خواصّ باشد به رسانيدن فيض كمالات از حضرت حق ، به ايشان ، على سبيل الإرشاد ، پس ، الف و لام [ در الهمم ] اگر استغراق را باشد ، كافر و مؤمن را شامل گردد ؛ چرا كه جمع محلّى به لام ، مفيد استغراق است . . . و اگر لام عهد باشد ، مخصوص باشد به « همم ايشان » كه قابل كمالات باشند « و همم » جمع همّة است ؛ و مأخوذ است از « همّ » و آن « قصد » است ؛ و در اصطلاح عرفا « همّت » توجّه قلب باشد به جميع قوّتهاى روحانى ، بجانب جناب ربّانى ، تا كمال ، از بهر خود ، يا از بهر غيرى حاصل كند ، و استمداد مردم همّت را از انفاس كاملهء كمّل اين معنى دارد . « من خزائن » متعلّق است به « ممدّ الهمم » ، يعنى : محمّد - صلعم - مدد هر يك از خزائن جود و كرم مىكند ؛ كه آن خزائن ، حقايق الهى است ؛ كه آن را « اسماء و صفات » گويند . و هرآينه ، چون افاضهء اين كمالات ، ايشان را بىعلت معاوضه و تهمت غرض است . اضافهء « 14 » آن به جود و كرم مناسب باشد و فرق ، ميان جود و كرم آن است كه : « جود » ، صفتى ذاتى است مر جواد را كه آن را بىسابقهء سؤال و استحقاق آنكس به وى رساند و « كرم » صفتى است كريم را كه مسبوق باشد به استحقاق و طلب . و « بالقيل الأقوم » متعلّق است به « ممدّ الهمم » ، يعنى : محمّد - صلعم - [ كه ] ممدّ همم است ، از خزانهء جود و كرم ، به سخن راستتر . . . و از بهر آن ، سخن محمّد راستترين سخنها است ، كه او عارف بود به استعدادات ، و همچنانكه در ظاهر
--> ( 13 ) - ق ( س 21 - 107 ) و ما . ( 14 ) - ن : افاضهء آن ( ش ) .