مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

8

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

« آسمان كشف » است ؛ كه فهم در وى متحيّر ، و وهم را در آن راه نيست . ] تحول عقول الخلق حول جنابه * و لم يدركوا « 19 » من برقه غير لمعة و آن طايفه از راه مناسبت معنوى با روح آن بزرگ ، نسبتى داشتند ؛ مهر از اين خزانه برگرفتند ، و فتوحى برداشتند ؛ و عجب در اين كه : اين گداى بينوا را نه سرمايهء علوم و فضائل بود ، و نه از مناسبت روحيّه ، هيچ حاصل داشت ؛ امّا از افتقارى تمام و اعتقادى بانظام ، به رسم گدايى ، و اسم بينوايى ، بر سر اين اين قوم ، ملازمت نمودم ، بر دوام فرياد كنان ، همه روزه دريوزه ؛ كه : أفيضوا علينا من الماء فيضا * فنحن عطاش ، و أنتم ورود تا از هر گوشه‌اى توشه‌اى ، و از هر خرمنى خوشه‌اى ، و از هر خوانى نواله‌اى ، و از هر خم‌خانه‌اى پياله‌اى عطا كردند ؛ و اين نوا دادند كه حاصل قوّت خود را در اين ترجمه شرح دادم ، و به نظر ثاقب ارباب مناقب ، به محلّ عرض رسانيدم ؛ و چون از اوّل ، عذر بىحاصلى و ناواصلى خويش گفتم ، و بىانصافى نكردم ، و هيچ ننهفتم ، پس : هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى چون نغمهء بلبل به گه گل شنوى * گل گفته بود گرچه ز بلبل شنوى كه صد هزاران رحمت و مغفرت ، از خزائن جود و كرم ، دم به دم از حضرت قدم ، ايثار و نثار ارواح مقدّسهء مشايخ و استادان اين ضعيف باد ؛ كه اشفاق دريغ نداشتند ؛ و به حكم « مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » « 20 » اين معانى بر من انفاق كردند . پس سزد از كرم ناظران در اين كتاب كه هر وقتى كه معنايى از اين معانى بر دل ايشان روشن شود ، يا روحى از كشف مشكل بيابند ، خواست رحمت و مغفرتى براى روح اين ساعى ، از حضرت عزّت ، دريغ ندارند ، كه من نيز بخل نكردم و

--> ( 19 ) - و لم تدركوا ( ك ) ( 20 ) - ق : ( س 2 - 3 ) مما