مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

2

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

بر اسماء و صفات خود فرمود ؛ تا در مظاهر اسماء و صفات ، خود را به خود نمود ، پس از خلاصهء عالم كه جمله مرائى اسماء و صفات الهىاند ، آينهء وجود آدم بمصقل عنايت بزدود ، تا هر چه در همه عالم ، مفصّل بود ، در وى بطريق اجمال روى نمود ؛ و آنگاه او را به صفت عليّهء عليّهء « خلق آدم على صورته » بستود . شعر آدم دم خويش را ازو مبدا كرد * زان دم دم تعريف همه اشيا كرد اجزاى جهان چو ذرّه ناپيدا بود * خورشيد وجود آدمش پيدا كرد و آنگاه از ميان اولاد اين آدم ، ولايت حمل لواء عليم اعلم ، به محمّد مصطفى داد ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ تا او خازن خزانهء علم « علّمت علم الأوّلين و الآخرين » گشت به فيض « وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ » « 1 » ؛ و هم او شد مظهر اسم اعظم اللّه تعالى و تعظّم ؛ لا جرم واسطهء ايجاد عالم او بود ، از مفتتح تا مختتم . شعر : نور دل آدم تويى كام همه عالم تويى * هر خسته را مرهم تويى اى درد دلها را دوا تو گوهرى عالم صدف تو چون زرى جز تو خزف * بر انبيا دارى شرف چندانكه بر مس كيميا هم صدر و بدر عالمى هم تاج و فخر آدمى * هم انبيا را خاتمى هم مجتبى ، هم مصطفى كه تحيّات زاكيات ، و صلوات طيّبات از حضرت واهب عطيّت نثار تن و جان ، و ايثار وجود منبع جود و احسان او باد . شعر صلّى الاله على ابن آمنة الّتى * جاءت به بسط اليمين كريما قل للّذين رجوا شفاعة احمد * صلّوا عليه و سلّموا تسليما و پس از صلات صلوات او ، سلام و تحيّات بر روان اخوان او ، از انبياء و

--> ( 1 ) - ق : ( س 4 - 113 ) و علمك .