مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
332
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
چون نوح - ع - از دعاء عليهم فارغ شد ، به « دعاله » كه ذات او است ، مشغول گشت ، و از مقامى كه ستر است ، تجاوز نكرد ، و گفت : اى ربّ من ، ذات مرا مستور دار ؛ و از براى من ، صفات و كمالات مرا ، جهت ذخيرهء آخرت هم ، مستور دار ؛ تا خلق تو بر مقام من اطّلاع نيابند . و قرب من ، و قدر من ، به حضرت تو ندانند . و حسد بر من نبرند . همچنانكه قدر تو ندانستند ، و سبب هلاك ايشان گشت . و چنان كه مرا در ستر و مغفرت بلطف خويش مىدارى ؛ پدر و مادر من نيز كه [ كه عقل و طبيعت عبارت از آن است ] در حماء حمايت و عين رعايت و كلائت خود بدار . و اگر سائلى بپرسد كه : در تشبيه عدم معرفت و جهل مردم او را با حضرت حقّ چه تقريب و مناسبت است ؟ ؟ جواب گوئيم كه : سالك در جميع مقامات مىخواهد كه : متّصف به صفات الوهيّت و متخلّق به اخلاق ربوبيّت گردد . و اين نيز صفتى و خلقى است كه قدرش ندانند . اگر گويند كه : به چه مناسبت والدين را مؤوّل گردانيد به عقل و طبيعت . گوئيم : به آن نسبت كه : عقل مظهر حقيقت آدم بود ؛ و طبيعت ، مظهر حقيقت حوّا در عالم روحانى . يا ازآنجهت كه : عقل ، صفت فاعليّت دارد [ چون ابوّت ] ؛ و طبيعت ، صفت منفعليّت دارد [ چون اموّت ] . و شارحى - رضه - گفته است كه : در اين موضع ، مراد از عقل ، روح است باصطلاح صوفيّه ؛ و از طبيعت ، نفس منطبعه ؛ و از هر دو نتيجه ، « دل » آمد ؛ كه « دل » زادهء نفس و روح است . « و لمن دخل بيتى » - اى قلبى . - « مؤمنا » - اى « 214 » مصدّقا بما يكون
--> ( 214 ) - ن : مؤمنا مصدقا ( عف ) .