مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
303
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
نگران نيستند كه كشف حقايق كنند ؛ تا بدانند « 138 » كه عند اللّه اين امر ثابت است كه : به وى رسد يا نه ؟ ؟ و ايشان اهل انباء و اخباراند و بس . و گروهى ديگر حق تعالى بر ايشان مكشوف گردانيده است ، حقايق آن چيزى كه او به آن مأمور است ؛ و حال مدعو ، و قبول و ردّ او . و گروه اوّل بر دو صنفاند : بعضى اولوالعزماند كه : ايشان تبليغ رسالت و ابناء بكنند ؛ و خلق را به حق دعوت كنند . و اگر طلب معجزه از ايشان كنند ، بنمايند . اگر اجابت كردند ، و به راه درآمدند ، فهو المطلوب . و الّا با ايشان مقاتله كنند . و صنفى ديگر : بر ايشان جز ابلاغ رسالت و اظهار دعوت نيست . اگر ايمان آوردند ، و دعوت قبول كردند ، فهو الغرض . و الّا چون ايمان نياوردند ، و به راه راست درنيامدند ، ايشان را به حال خود بمانند . صنف اوّل از آن طايفهاند كه : از ايشان اعلى مرتبه كسى نيست ؛ كه هم كشف دارند ، و عواقب امور مىدانند . و با آنكه مىدانند بقبول « اهل قبول » سرّ قدر درمىيابند . و با ناقبولى « اهل ردّ » با دانستن سرّ قدر ، سرّى ديگر [ كه آن مقاتله است ] هم درمىيابند . و هم اهل امتثال و حقگزار آن مرتبهء عبوديّتاند ؛ كه : با چنين علم و كشف از اداء اوامر باز نمىايستند . و هيچ فضول خويش در ميان حال ، مجال مداخله نمىدهند . و اين طايفهء عالىمرتبت ، عالىقيمت صاحب بصر و بصيرت محمّد و محمّدياناند - از انبياء و اولياء - كه : دانايانند ، به آنكه : حقّ است كه موجود است در بدايت و در غايت ؛ و او است كه عين داعى و مدعوّ اليه است . و ايشانند كه عارفانند بر آنكه : دعوت از حضرتى است به حضرتى ، و از اسمى به اسمى ، و از مقامى به مقامى ، در هر آنى و زمانى . به هر وجهى و شأنى ؛
--> ( 138 ) - ن : يا بدانند ( ش ) .