مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

300

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

من البداية فيدعى إلى الغاية . فهذا عين المكر ؛ « على بصيرة » فنبّه أنّ الامر كلّه ، فأجابوه مكرا كما دعاهم . فاعل « نبّه » ضميرى است مستتر راجع به حقّ - جلّ جلاله - . يا : راجع به نوح - ع - ؛ اى نبّهم اللّه او النّوح على انّ الملك كلّه للّه ، لا لهم كما تخيّلوا فيه . و فاعل « مكروا » قوم‌اند ؛ يعنى : چون نوح - ع - در اين دعوت مكر كرد با قوم خويش ؛ به آنكه دعوت كردن از چيزى باشد كه آن‌كس را نبود ، به چيزى كه به آن برسد ؛ يعنى : آنچه ترا در بدايت نيست ، بيا تا در غايت بيابى آن را . و چنان نمود به ايشان ، كه حق با شما نيست ؛ يا حقّ ، غير شما است . به آنچه من دعوت مىكنم ، بيائيد ؛ و اجابت كنيد ؛ تا حق را به شما بنمايم ؛ يا شما را به حق برسانم . و حال آن بود كه : ايشان از حق جدا ، و حق از ايشان جدا نبود . چرا كه : در بعضى از مراتب وجود ايشان نيز مظهرى از مظاهر هويّت حق بودند ؛ پس حق با ايشان بوده باشد ؛ بلكه اين هويّت به آن « 131 » هويّت متعيّن شده . و اين عين مكر است ؛ امّا فكرى پسنديده . و چنين فكرى از انبياء - عليهم السّلام - از سر بصيرت و علم تمام است . مصطفى از كلام خدا از آن معنى ، چنين خبر داد كه : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي « 132 » ؛ يعنى : نبىّ مىداند كه ايشان مظهر هويّت حق‌اند ؛ و اين مظهريّت مخصوص به ايشان نيست ؛ هركه هست و هر چه هست مظهر آن هويّت است . و اين مدعو يا : خود بكلّى از اين معنى بىخبر است ؛ يا : اگر با خبر

--> ( 131 ) - ن : اين هذبة بان ( ك ) . ( 132 ) - ق ( س 12 - 108 ) قل .