مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
262
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
ربّه » . يعنى : گفته شد كه : قائل به تنزيه مطلقا از آن جهت كه مقيد حق مطلق است ، ناقص المعرفة است . چرا كه : محدّد حقّى است كه او را حدّ نيست . آخر نه تميز مىكند حق را از جميع آنچه تنزيه ذات او ، از آن كرد ؛ و شيئى خارج از همهء اشياء تصوّر كرد ؛ از اين سبب ناقص معرفت است . و همچنين كه « منزّه بلاتشبيه » ناقص است . « مشبّه بلا تنزيه » نيز ناقص است . همچون « 36 » « مجسّمه » كه در تشبيه حدّى پيدا كردند ؛ و مطلق را مقيّد دانستند . امّا هر آنكسىكه ميان تنزيه و تشبيه جمع كرد ، و هر يك را به منزل خويش منزل گردانيد ، و حق تعالى را به « وصفى التّنزيه و التّشبيه » نعت كرد على طريق الاجمال ، حقّا كه او عارف گشت به حق مجملا . همچنانكه عارف بنفس خود گشته است مجملا . و در هر دو طرف معرفت [ يعنى : معرفت حق و معرفت نفس خود ] قيد اجمال از براى آن كرده است كه معرفت در هر دو طرف على سبيل التفصيل « 37 » ممكن نيست ؛ امّا از طرف حق : از بهر آنكه معرفت على سبيل التفصيل وقتى درست آيد كه : بر مراتب نامتناهيهء هر يك از تشبيه و تنزيه احاطت يابد . و متناهى چگونه بر نامتناهى محيط گردد ؟ و امّا در طرف نفس خود : از بهر آنكه مرتبهء انسانيّه محيط است بجميع مراتب عالم ، و انسان را قدرت بر معرفت آن مراتب على سبيل التفصيل نيست .
--> ( 36 ) - ن : همچنانكه مجسمه ( ش ) . ( 37 ) - ن : التفصيل درست آيد كه بر مراتب نامتناهيهء هر يك . . . ( ش )