مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
249
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و الارواح المجرّدة النوريّة فكيف لا يكون إلها للمركّبات الجسمانيّة و الاشباح السّفليّة ، سبحانه و تعالى عمّا يصفون . شيخ اول اين ضعيف در اين فنّ قدوة المحقّقين كمال الملّة و الدّين عبد الرزاق القاشانى - رضه - چنين فرمود كه : شيث - ع - مظهر فيض الهى رحمانى بود . و رحمانيّت مقتضى استوا است و بر عرش . پس بهر فيضى كه از اسم الرّحمن [ يا از اسمائى كه در تحت اسم الرّحمن داخل باشد ] فايض گردد ، مقتضى قوابل باشند ؛ كه بهمنزلهء عرشاند . و چون حكمت شيثيّه اعطيات و مواهب بود ، هرآينه اسماء او نيز متعدّد باشد . و بحسب هر موهبتى اسمى خواهد . و هر اسمى قابلى خواهد ؛ كه محلّ « موهوب له » گردد و اصل قابليّت طبيعت جسمانيّه را است . پس حكم تعدّد ، در قوابل بر قوم شيث - ع - چنان غلبه كرد كه : از عهد نبوّت شيث هرچند دور تر مىماندند « 4 » و زمان فترت درازتر مىكشيد ، ايشان در آن راسختر مىشدند . تا به حدّى رسيد كه : اسماء را اجسام پنداشتند . و به آن معانى صورت اصنام بنگاشتند . و پيوسته آن صور با خود مىداشتند . و در آن پندار چنان گشتند كه معاد نيز جسمانى محض مىدانستند . پس غلبهء اين بر ايشان مستدعى آن گشت كه ايشان را به تنزيه دعوت كنند ؛ و از تشبيه برهانند ؛ و به مرتبهء تجريد و توحيد تنبيه كنند . و از ارواح باخبر گردانند ؛ و معاد روحانى با ايشان تقرير كنند . پس نوح كه شيخ المرسلين - عليه السّلام - بود بعثت فرمود به حكمت سبّوحيّه . تا ايشان را دعوت به تنزيه كند و منع از تشبيه . و شيخ دوم اين ضعيف : در اين فنّ خاصّه در اين كتاب مولانا شرف الملّة و الدّين القيصرى - جزاه اللّه عنّى كلّ خير و رحمة - هم ، اين معنى را به اين عبارت تقرير فرمود كه :
--> ( 4 ) - ن : هر چند دور تر مىشدند ( ش ) .