مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
244
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
اين « 202 » يار همانست اگر جامه دگر شد * آن جامه بَدَل « 203 » كرد و دگر بار برآمد آن تُرك كه آن سال به يغماش بديدى * اينست « 204 » كه امسال عربوار برآمد اين نيست تناسخ ، سخن وحدت محض است * كز جوشش آن قُلزُمِ زَخّار برآمد باز گرديم به مقصود خود ، و غرض شيخ از قوله : « و على قدم شيث يكون آخر مولود » . و آن را تقرير كنيم به نسبت با هر دو عالم . امّا به نسبت با عالم كبير چنان كه شيخ فرموده است كه : از اين نوع انسانى ، آخرين مولودى كه باشد وليّى باشد كه حامل اسرار شيث - ع - و خازن علوم او باشد ؛ و هر چه از علم اسماء حق بر شيث مكشوف بود ، بر وى نيز مكشوف و معلوم باشد . و آن را از حضرت بر وى عطايى و موهبتى باشد ، كه واسطه در ميان نباشد . و آنچنان شخص ، خاتم ولايت عامّه گردد ؛ تا بعد از وى سدّ الباب ولايت شود ، و ولايت به وى ختم گردد ؛ و جمع اولياء همه در ولايت اولاد اواند ؛ و بعد از وى ولدى ديگر در اين نوع انسانى مولود نگردد . و مراد از آنكه ولادت وى در صين ( چين ) باشد ، يعنى : آن ختم از عجم باشد نه از عرب . و شيخ - قدّس سرّه - در « عنقاء مغرب » به اين لفظ تصريح كرده كه : و هو ( اى الخاتم ) من العجم لا من العرب . و غرض از آنكه گفته كه : « با وى نيز خواهرى در وجود آيد » آن باشد كه آخر ولادت ، مانند اوّل باشد . يعنى : چنان كه آفريدن حوّا با آفريدن
--> ( 202 ) - آن يار همانست ( ديوان شمس - تصحيح فروزانفر ) . ( 203 ) - آن جامعه بدر كرد ( ديوان شمس - تصحيح فروزانفر ) . ( 204 ) - آن است كه ( ديوان شمس - تصحيح فروزانفر ) .