مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
219
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
بتحقيق كه : معطى وجود اللّه تعالى است و بس ؛ نه بطريق وجوب ذاتى ، بل به اراده و حكمت ، بواسطهء اسماء و صفات . و باقى اشياء ، اسباب و وسايط داند . و فيض الهى دائم شناسد ؛ كه هيچ منقطع نمىگردد . و « مستفيض » ، خواه كه : « عقول و نفوس مجرّده » است ، يا : « اشياء زمانيه » ، كه هر يك را در آنى و زمانى وجودى مىبخشد . - مثل وجود اوّل - و تكرار در آن نيست . و چون « مستفيض مجدّد » غير مكرّر باشد ، فيض [ كه تابع او است ] هم مجدّد و نامكرّر باشد بالضّروره . و هذا العلم كان علم شيث - ع - و روحه هو الممدّ لكلّ من يتكلّم فى مثل هذا من الأرواح ما عدا روح الختم « 160 » فإنّه لا يأتيه المادّة إلّا من اللّه لا من روح من الأرواح ، بل من روحه تكون المادّة لجميع الأرواح . يعنى : علم اسماء الهيّه [ كه آن اعطيات مترتّب است بر آن ] مختصّ است به شيث - ع - از ميان ساير اولاد آدم ، از انبياء و اولياء ، بجز خاتم اولياء . و از اين سبب ، بحث اسماء و اعطيات در حكمت و مرتبهء قلبيّهء شيث ياد كرد . و هر كس كه در اين علم بحث كند ، و از اين معانى سخن گويد ، مدد او از روح شيث - ع - رسد . و او را استمداد از او بايد كرد ؛ به غير از خاتم اولياء - ع - ؛ كه مدد او از حضرت اللّه مىرسد . و او را احتياج به استمداد از هيچ روحى از ارواح نيست ؛ بلكه همهء ارواح از انبياء و اولياء ، حتّى خاتم انبياء محمّد مصطفى - صلعم - در طرف ولايت آنچه از حضرت به وى فايق مىگردد ، هم بواسطهء « خاتم ولايت » است ؛ چرا كه : خاتم اولياء صاحب مرتبهء ولايت مطلقه است ؛ و فيض ولايت از حضرت ذات به وى مىرسد : و او را كه « خازن خزانهء ولايت مطلقه » گردانيده است ، و در مقدّمات ، بيان ولايت كرده شد .
--> ( 160 ) - ن : روح الخاتم ( عف ) .