مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

139

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

يعنى : و همچنين كه به هويّت ذاتيّه سارى است در آدم ؛ و عين حقايق او « 323 » شده در جميع موجودات بأسرها ؛ و در كلّ واحد بانفراده ، همين سريان و ظهورات دارد ؛ و در حقيقتى « 324 » از حقايق عالم ظاهر مىگردد ؛ امّا به قدر استعداد آن حقيقت موجود ، و قابليّت آن چيز مر ظهور او را . و قوله « لكن » « 325 » استدراك است از قوله « و هكذا » يعنى : هيچ يكى از موجودات را چندين استعداد و قابليّت ظهور هويّت و اسماء و صفات ، ظاهرا و باطنا نيست ، كه اين خليفه را است . بيان قابليّت و كمال استعداد او در كلام مجيد اين فرموده كه : « 326 » « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ » . و چون [ اين ] كمال معلوم اهل كمال گشت ، بدانستند كه : « 327 » فما فاز إلّا الخليفة بالمجموع ؛ فاعل « فاز » خليفه است ؛ و تقدير سخن اين است : « فما فاز الا الخليفة بالمجموع » تا حصر در « محكوم عليه » باشد - كه آن خليفه است - نه حصر در « محكوم به » ، كه آن مجموع است ؛ تا معنى سخن اين باشد كه : از جملهء موجودات و ما يطلق عليه اسم العالم اين خليفه بود ؛ كه بر مجموع صفات كماليّه فوز يافت ؛ و جامع همه گشت ؛ لاجرم آينهء جمال جهان‌نماى حق گشت . چنان كه در صفت اكمليّه مىنمايد . و خود ، اين خليفه آمد ؛ كه ظاهرش مظهر اسماء و صفات ، و باطنش مظهر حقايق « 328 » لازمهء ذات گشت ؛ تا هر چه همه عالم را بود ، حاصل او شد با چيزهاى ديگر كه

--> ( 323 ) - « او » منظور « آدم » است . ( 324 ) - « در حقيقتى » بمعنى « در هر حقيقت » . ( 325 ) - ن : و لكن ( ت - ش ) . ( 326 ) - ن : مجيد اين كه ( ش - ت ) - آيه « انا عرضنا . . . » : ( س 33 - 72 ) . ( 327 ) - ن : گشت ، پس دانستند كه ( ش - ت ) . ( 328 ) - ن : مظهر حقايق گشت ( ت ) .