مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
121
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
اى الخاتم ينتقل الأمر الى الآخرة فيكون ختما أبديّا على خزانة الآخرة « 265 » . » و در ديگر كتب شيخ تصريح به اين فرموده . چنان كه در كتاب « نقش الفصوص » گفته است كه : « يخرب الدنيا و ينتقل الامر الى الآخرة » پس آخريت حق تعالى عبارت باشد از فناى موجودات ، ذاتا و صفة و فعلا ، در ذات و صفات و افعال حق تعالى ؛ و رجوع امر به آن حضرت به كلّيت . « و إليه يرجع الأمر كلّه » « 266 » شرح آخريت او دان . و امّا قيد « بعد نسبة ذلك إلينا » اشارت است به آنكه : همهء افعال و صفات به اصالت ، حضرت حق را است ؛ و به تبعيت « 267 » وجود ما را . و چون رجوع به آن حضرت شد ، همه به اصل خود باز گردد ؛ كه : « التّوحيد إسقاط الاضافات . » و تعيّنات مقيّدات منعدم گردد و به اصل خود كه عدم بود ، باز گردد . و ليكن وجود من حيث هو الوجود ، اصلا منعدم نگردد . و در اين بحث مثالى روشنتر از اين نمىبينم بحسب محسوس كه : فناى تعيّنات و مقيّدات مانند فناى قطره در بحر و جليد در حال گداختن وى در آب است . كه هر دو در آب [ كه اصل وجود او بودند ] چنان شوند كه تمايز برخيزد ؛ و تعيّن نماند : « البحر بحر ، و الماء ماء ، و القطرة رسم ، و الجليد اسم » و عارف را اين قيامت ، پيش از قيامت كبرى حاصل گردد ، نزد تجليّات ذات و صفات و افياض انوار متواليات . هر كه امروز معاينه رخ يار نديد * طفل راه است اگر « 268 » منتظر فردا شد
--> ( 265 ) - اصل سخن پيش از اين آمده است كه با تفاوت لفظى بسيار در اينجا ياد شده و ظاهرا شارح ، از حافظه خود در اين مورد استفاده كرده است . ( 266 ) - از قرآن نيست . ( 267 ) - ن : و تبعيت وجود ما را ( ش - ت ) . ( 268 ) - ن : راه است كه او ( ش ) .