مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
114
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و اضافت كرد ، ما همان ، به حضرت وى نسبت كرديم از اوصاف كمال « 239 » ؛ چون : علم و قدرت و ارادت و حيات و امثالها ؛ كه خود را به آن موصوف يافتيم . پس حق را به همان وصف بستوديم ؛ و غير اوصاف كمالى كسى را مجال نسبت آن به حضرت نباشد مگر آن چيزى كه حق - تعالى - بهخودىخود [ در آيات ] خود را به آن بستوده و ياد فرموده . چنان كه از زبان تراجم - كه اولياء و انبياءاند - به ما رسيده به تواتر . از صورت ؛ چنان كه رسول - صلعم - فرمود كه : « أن اللّه تعالى خلق آدم على صورته » . و از مرض : چنان كه در حديث قدسى است كه : مرضت فلم تعدنى . و از استهزاء : چنان كه در قرآن ياد فرمود كه : « اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ » « 240 » . و از افسوس : چنان كه فرمود : « سخر اللّه منهم » « 241 » . و از ضحك : چنان كه در حديث وارد است كه « ضحك اللّه ممّا فعلتها البارحة » . و از قرض خواستن : چنان كه فرمود كه : مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً « 242 » . كه نسبت اين جمله به حق كردن اگر نه حق تعالى خود را نسبت فرموده بودى ، كس را مجال گفتن نبودى ؛ چرا كه : اين جمله با نسبت به خلق ، از صفات ناقصه است ؛ تا حق تعالى را در اين نسبت چه مراد بوده ؟ و علماى ظاهر ، اگر « 243 » عنان
--> ( 239 ) - ن : از اوصافى كمالى ( ك ) . ( 240 ) - ق ( س 2 - 15 ) اللّه . ( 241 ) - ق ( س 9 - 79 ) سخر . ( 242 ) - ق ( س 2 - 245 ) من . ( 243 ) - ن : ظاهر كه عنان ( ك ) .