مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

106

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

موجودة الحكم ، كما هى محكوم عليها إذا نسبت إلى الموجود العينىّ . و اين امرى است روشن و ظاهر كه : اين امور كلّيّه - كه آن حقيقت ، حيات و علم و امثال آن است - اگر چه آن را نزد عقل ، وجودى هست « 219 » ، امّا در خارج آن را عينى نيست . چرا كه : در خارج ، هيچ ذاتى نمىيابيم كه آن را « حيات و علم » خوانيم ؛ و ليكن حكم حيات و علم بر اعيان موجوده در خارج هست ؛ تا يكى را « عالم » مىگويند : و « حىّ » مىخوانند ؛ همچنان‌كه آن حيات و علم - كه به اعتبارى حاكم است ؛ و به اعتبارى ديگر محكوم عليه است - هرگاه كه نسبت دهى به موجودات عينيّهء خارجيّه ، و آن نسبت « حكم كردن » است موجودات را به : حدوث و قدم ، و آنكه عين ذات است ؛ يا غير ذات . فتقبل الحكم فى الأعيان الموجودة و لا تقبل التفصيل و لا التجزّى فإنّ ذلك محال عليها ؛ يعنى : اين امور كلّيّه از موجودات عينيّه حكم قبول مىكند ، هرگاه كه عارض مىگردد بر وى ؛ و ليكن تفصيل و تجزّى را قابل نيست . و تفصيل و تجزّى بر حقايق - مثل علم و حيات كه از امور كلّيه‌اند - محال است . بدليل آنكه : اگر منقسم و متجزّى گردد ، حال آن از سه گونه بيرون نباشد : يا آنكه حالة الانقسام و التجزّى آن حقيقت بعينها باقى باشد « 220 » . [ يا آن حقيقت باقى باشد ، و عين او نباشد . يا : خود نه او باشد ، و نه عين او . ] امّا آنكه بعينها آن حقيقت باشد ، پس منقسم و متجزّى نشده باشد . و امّا آنكه حقيقت باشد ، و عين آن نباشد ، پس عين آن حقيقت نباشد [ و غير

--> ( 219 ) - ن : وجودى دارد ( ك ) ( 220 ) - ن : اگر آن حقيقت باقى باشد ، عين او با آن باشد و ماند ، يا نه عين او ماند و نه او ( ك )