مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

101

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

اعيان خارجيّه حكم و اثر است و بس ؛ بلكه مىگوييم كه : آن چيزى كه در خارج وجودى عينى دارد ، خود عين آن امور كلّيّه و حقايق لازمه‌اند ؛ نه غير آن . و مفهوم اين سخن آن است كه : اعيان موجودات عينيّه عين حقايق معقولهء غيبيّه‌اند ؛ چرا كه : اعيان - من حيث التعدّد و التكثّر - از آن روى كه اعيان‌اند ، اعراضى چنداند متفرّقه ؛ كه جمع گشته‌اند ؛ و در كسوت حقيقى جوهرى خاصى ظاهر گشته‌اند . و بر اين سخن مثال تقرير بايد كرد ؛ تا مقصود معلوم گردد . مثلا اگر سؤال كنند ، يا خواهى كه تعقّل كنى كه : حيوان چيست ؟ جواب : يا در خاطر آورى ؛ يا گويى كه : جسمى است حسّاس متحرّك بالإرادة . و « جسم » آن است كه او را طول و عرض و عمق باشد مع الحسّ و الحركة الإراديّة . و هم اين ذات چون ديگر اعراض با او منضمّ گردد ؛ مثل « نطق » او را « انسان » خوانى ، يا : صهيل ، او را فرس گويى . پس دانستيم كه : يك ذات به اعتبار چند صفات جواهر متكثّر مىشود به اعتبارى ؛ و حقيقت واحده مىباشد به اعتبارى . و مقصود از « فرش اين بساط « 212 » » آن است كه بدانى كه : « حقيقة الحقائق » [ كه آن ذات الهى است - تعالى شأنه - ] حقيقت همهء اشياء است ؛ و فى الحقيقة واحدى است كه عدد به او راه ندارد ؛ و به اعتبار تجليّات متكثرة و تعينات متعدّده در مراتب تنزّلات ، تارة حقيقتى جوهرى متبوعه « 213 » است ؛ و تارة عرضيّهء تابعه « 214 » است . پس ذاتى واحده باعتبار صفات متكثّرة جواهر متكئره نمايد ؛ و من حيث الحقيقة يكى است ؛ كه متعدّد و متكثّر نيست .

--> ( 212 ) - ن : فرش اين بسط ( ك ) / فرش انبساط ( ش ) ( 213 ) - ن : حقيقى جوهرى متبوع ( ش ) ( 214 ) - ن : تابع است ( ش )