مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
90
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و سبّحت الحقّ بها و قدّسته ، و ما علمت أنّ للّه أسماء ما وصل علمها إليها ، فمنا سبّحته و لا قدّسته . « 180 » « واو » در « و ليس » از براى حال است . يعنى : حال آن است كه ملائكه را جمعيّت اسمايى كه آدم را بود ، نبود ؛ چرا كه : ملائكه عبادت حق - تعالى - از جهت يك اسم خاص مىكنند ، كه حق - تعالى - به آن اسم ، او را عارف گردانيده ؛ و از آن تجاوز نمىتوانند كرد . و آدم عبادت حق - تعالى - به جميع اسماء مىكند كه عالم و عارف بر جميع اسماء آدم است . لاجرم ، نايستاد در يك مقام ؛ بل ، ملائكه پنداشتند كه : جز آن اسمى كه ايشان دانستند ، نيست ؛ و ندانستند كه : اسماء حق - تعالى شأنه - بسيار است ؛ و ايشان به آن اسماء تسبيح و تقديس حق نكردهاند . و بدان كه : تسبيح ، اعمّ است از تقديس ؛ از بهر آنكه « تسبيح » تنزيه حق است از نقايص ، [ امكان و حدوث ، و تقديس ، نيز تنزيه است حق را - تعالى شأنه - از نقايص ، ] و آنچه لوازم اكوان است [ از احتياج و صفات ذميمه ؛ ] تعالى ذاته عن الكلّ . پس قوله : « و لا وقفت مع الأسماء » در اين تقدير است كه : و ما وقفت الملائكة إلّا مع الأسماء الالهيّة الّتى تخصّ الملائكة بتلك الأسماء . فغلب عليها ما ذكرناه ، و حكم عليها هذا الحال . فقالت من حيث النشأة : « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها » ؟ پس غالب شد بر ملائكه آنچه ياد كرديم پيش از اين : از عدم وقوف بر آنچه مرتبهء انسان كامل به وى داده ، و آنچه حق - تعالى - از وى مىطلبد - از عبادت و انقياد بر اوامر الهى و اين حال ، كه آن عدم وقوف وى است بر اين اسرار حكم كرد بر ملائكه ؛ پس ملائكه مغلوب گشته ، در تحت اين نايافت ،
--> ( 180 ) - ن : لا قدسته تقديس آدم ( عف )