مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

84

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و از دنيا مفارقت كند ، و مقيم دار آخرت گردد ، در افراد انسانى كسى نمىماند كه متّصف به كمالات الهيّه شود ؛ تا قائم مقام او گردد ؛ و حق - تعالى - او را خزينه‌دار خزاين خود سازد ؛ و هر چه خزاين دنيا باشد - از كمالات و معانى - با آن كامل از خزينه بيرون برد ؛ و اين بعضى دنياوى ، لاحق گردد به آنچه در خزاين اخروى است . و كار خزانه دارى و خلافت به آخرت افتد . اين انسان كامل ، همچنان‌كه در دنيا ختم خزاين دنيوى بود ، در آخرت ختم خزائن اخروى گردد ؛ ختمى ابدى دايمى . و اگر گوينده‌اى گويد كه : چون انسان كامل ختم او حافظ خزاين بود ، چرا بايد كه از انتقال او ، انتقال خزاين لازم آيد ؟ ؟ گوييم : همچنان‌كه انسان كامل ، ختم خزاين اسرار الهى اين عالمى بود ، كه در او مفصّل است ، ختم وجود خود نيز بود ، كه اسرار الهى در او مجمل است ؛ هرآينه چون او برود ، خزانه با او برود . و اندر اين معنى گفته‌اند : كلّ الكمال « 159 » غدا لوجهك مجملا * لكنّه « 160 » في العالمين مفصّل « 161 » و چون از پيش گفتيم كه : حق - جلّ و علا - تجلّى لطف بر عالم دنيوى بواسطهء انسان كامل مىكند ، هرگاه انسان كامل از دنيا مفارقت كند ، آن تجلّى كه بسبب بقاء بود ، منقطع مىگردد ؛ و دنيا و كمالات نيز با او منتقل گردد به آخرت . و اگر سائلى پرسد كه ؛ اين بعض ، به كدام بعض ، منضم و ملتحق مىگردد ؟ ؟ جواب گوييم كه : هر چه در خزائن دنيا است از اسرار الهى و حقايق

--> ( 159 ) - ن : كل الجمال ( شرح قيصرى چاپى ) ( 160 ) - ن : لكن فى ( ك ) ( 161 ) - ن : العالمين مفصلا ( شرح قيصرى )