مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
62
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
كامل مكمّل گشتهاند ، و وهم را در عتبه بگذاشته ، و تجليّات حق و ظهور آن « 51 » در هر مظهرى مشاهده كردهاند ، چنانچه كشف ايشان با شبهت ممتزج نگشته ، تا از آن طايفه شدند كه : « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً ؛ » « 52 » يعنى : « ارض الحقائق » . و أنّ فيها ، فيما تزعم ، « 53 » الأهليّة لكلّ منصب عال ، و منزلة رفيعة عند اللّه ، لما عندها من الجمعيّة الإلهيّة . اين جمله را سه احتمال هست : يا آنكه : جمله ابتدائيه است ؛ و « إنّ » در وى مكسور بايد . . . يا : حاليّه . يا : عطف بر « أفضل من ذاتها » ، و « أنّ » در وى مفتوح بايد ؛ و ضمير [ در « فيها » و در « لما عندها » ] بر هر سه تقدير عايد است به « نشأة » ؛ و فاعل « تزعم » هم ضميرى راجع به وى ؛ و ما [ در « فيما تزعم » ] مصدريّه را است . پس بتقدير جملهء ابتدائيه مراد آن باشد كه : حقّا كه در نشئهى انسانيّه اهليّت مناصب عليّه ، و مراتب عليّه هست ؛ چنان كه در زعم او است ، كه نزد او است جمعيّتى الهى ؛ يعنى : دعوى مىكند كه : جامع اوصاف الهى و حائز اخلاق نامتناهى انسان است در نشئهى خود . و به تقدير جملهء حاليّه مراد آن باشد كه : حال آن است كه در اين نشئهى انسانيّه اهليّت منصب رفيع و مقام منيع هست ؛ همچنانكه زعم او است ، مر آنچه دارد از جمعيت الهيّه . و بر آن تقدير كه معطوف است بر « افضل من ذاتها » ، معنى وى چنان باشد كه : هر قوّتى از قواى روحانى محجوبند به نفس خود ؛ كه فاضلتر از خود نمىبينند
--> ( 51 ) - ن : تجليات و ظهورات حق را در ( ش ) . ( 52 ) - ق ( س 25 - 63 ) و عباد : ( 53 ) - ن : ما يزعم ( شا ) .