محمود بن على خواجوى كرمانى

65

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )

130 [ بيمار چشم مست تو رنجور خوشترست ] ح بيمار چشم مست تو رنجور خوشترست * لفظ خوشت ز لؤلؤ منثور خوشترست عكس رخ تو در شكن طرّهء سياه * از نور شمع در شب ديجور خوشترست صحبت خوشست ليكن اگر نيك بنگرى * جادوى ناتوان تو رنجور خوشترست بشكن خمار من بلب لعل جان‌فزاى * كان چشم مست تست كه مخمور خوشترست مشنو كه روضه بىمى و معشوق خوش بُود * زيرا كه نالهء دُهل از دور خوش‌ترست عشرت خوشست خاصه در ايّام نوبهار * ليكن بدور دختر انگور خوشترست در پاى گل ترنّم بلبل خوشست ليك * آواز چنگ و نغمهء طنبور خوشترست منظور اگر نظر بُودش با تو خوش بُود * امّا نظر به طلعت منظور خوشترست گفتم كمند زلف تو معذورم ار كشم * در تاب رفت و گفت كه معذور خوشترست خواجو كنون كه موكب سلطان گل رسيد * بستان خوشست و مجلس دستور خوشترست 131 [ در خنده آن عقيق شكرريز خوشترست ] ح در خنده آن عقيق شكرريز خوشترست * در حلقه آن كمند دلاويز خوشترست فرهاد را ز شكّر شيرين حكايتى * از خسروى ملكت پرويز خوشترست بر روى خاك تكيه‌گه دردمند عشق * از خوابگاه اطلس گلريز خوشترست ديگر حديث كوثر و سرچشمهء حيات * مشنو كه بادهء طرب‌انگيز خوشترست گو پست باش نالهء مرغان صبح‌خيز * ليكن نواى چنگ سحر نيز خوشترست صبحست خيز كاين نفس از گلشن بهشت * بزم صبوحيان سحرخيز خوشترست اول بنوش ساغر و وانگه بده شراب * زيرا كه بادهء شكرآميز خوشترست گر ديگران ز ميكده پرهيز مىكنند * ما را خلاف توبه و پرهيز خوشترست خواجو كنار دجلهء بغداد جنّتست * ليكن ميان خطهء تبريز خوشترست 132 [ زاهد مغرور اگر در كعبه باشد فاجرست ] ش زاهد مغرور اگر در كعبه باشد فاجرست * وانكه اقرارش به بت‌رويان نباشد كافرست