محمود بن على خواجوى كرمانى
54
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )
گر نمىخواهد كه ما را رشتهء جان بگسلد * آن طناب چنبرى به هرچه چندان تافتست مهر رخسار تو در جان من شوريدهدل * همچو ماه چارده در كنج ويران تافتست آن بناگوش دلافروزست يا مه يا چراغ * كز شب زلف تو چون شمع شبستان تافتست باده پيش آور كه از عكس مى و مهر رخت * در دلم گوئى كه صد خورشيد تابان تافتست بنده تا دست طلب در دامن عشق تو زد * هرگزت روزى ز غفلت سر ز فرمان تافتست ؟ همچو زلفت كار خواجو روز و شب آشفته بود * با تو گر يك روز روى از مهر و پيمان تافتست 106 [ اى كه زلف سيهت بر گل روى آشفتست ] ح اى كه زلف سيهت بر گل روى آشفتست * ز آتش روى تو آب گل سورى رفتست در دهانت سخنست ار چه به شيرينسخنى * لب شكّرشكنت عذر دهانت گفتست همچو خورشيد رخ اندر پس ديوار مپوش * زانكه كس چشمهء خورشيد به گِل ننهفتست دل گمگشته كه بر خاك درت مىجستم * گوئيا زلف تو دارد كه بسى آشفتست چون توانم كه ز كويت به ملامت بروم * كآب چشم آمده و دامن من بگرفتست از سر زلف درازت نكنم كوته دست * كه به هر تار سر زلف تو مارى خفتست احتياجت بچمن نيست كه بر سرو قدت * گل دميدست و همهساله بهار اشكفتست به سكه خواجو همه شب خاك سر كوى ترا * به دو چشم آب فشاندست و به مژگان رفتست گر كسى گفت كه شعرش گهر ناسفتست * چه زند گوهر ناسفته كه گوهر سفتست 107 [ جانم از غم بلب رسيدهء تست ] ح جانم از غم بلب رسيدهء تست * دلم از ديده خون چكيدهء تست راستى را قد خميدهء من * نقشى از ابروى خميدهء تست طوطى جانم از پى شكرت * ز آشيان بدنپريدهء تست با لب لعل روحپرور تو * جوهر روحپروريدهء تست شايد ار سر نهند سرداران * پيش رويت كه بركشيدهء تست دل شوريدگان بىآرام * در سر زلف آرميدهء تست ديده ناديده مىكنى و مرا * ديده پيوسته در دو ديدهء تست بنده را كو بزر كنند بها * بىبها بنده زر خريدهء تست