محمود بن على خواجوى كرمانى
49
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )
94 [ مسيح روح را مريم حجابست ] س مسيح روح را مريم حجابست * بهشت وصل را آدم حجابست دلا در عاشقى محرم چه جوئى * كه پيش عاشقان محرم حجابست برو خود همدم خود باش اگرچه * بر صاحبدلان همدم حجابست مكش جعدش كه پيش روى جانان * شكنج طرّه پرخم حجابست ز هستى درگذر زيرا كه در عشق * نه هستى شور و مستى هم حجابست اگر دم دركشى عيسى وقتى * كه در راه مسيحا دم حجابست به خون در كعبه بايد غسل كردن * كه آب چشمهء زمزم حجابست بخاتم ملك جم نتوان گرفتن * كه پيش اهل دل خاتم حجابست ز يم حاصل نگردد گوهر عشق * كه در راه حقيقت يم حجابست اگر مرد رهى بگذر ز عالم * كه نزد رهروان عالم حجابست برو خواجو كه پيش روى بلقيس * اگر نيكو ببينى جم حجابست 95 [ دلا جان در ره جانان حجابست ] ش دلا جان در ره جانان حجابست * غم دل در جهان جان حجابست اگر دارى سرى بگذر ز سامان * كه در اين ره سروسامان حجابست ز هستى هرچه در چشم تو آيد * قلم در نقش آن كش كان حجابست زلال از مشرب جان نوش چون خضر * كه آب چشمهء حيوان حجابست عصا بفكن كه موسى را درين راه * چو نيكو بنگرى ثعبان حجابست بحاجب چون توان محجوب گشتن * كه حاجب بر در سلطان حجابست به حكمت ملك يونان كى توان يافت * كه حكمت در ره يونان حجابست بايمان كفر باشد بازماندن * ز ايمان درگذر كايمان حجابست ترا اى بلبل خوشنغمه با گل * گر از من بشنوى دستان حجابست ميان عندليب و برگ نسرين * هواى گلبن و بستان حجابست ز درمان بگذر و با درد مىساز * كه صاحبدرد را درمان حجابست حديث جان مكن خواجو كه در عشق * ز جان انديشهء جانان حجابست