داود بن محمود القيصري

54

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

مسئله وجود و نحوهء وحدت آن و فهم اين مهم كه وحدت اطلاقى داراى درجات و مراتب است . فهم مسألهء ولايت كليه و نحوهء تعين آن در واحديت و سريان آن در جميع أشياء و حدوث مظاهر و تجليات آن در عالم شهادت و قدم أصل و باطن آن و اتحاد أولياء محمديين بحسب باطن ولايت و تعدد و تكثر آن بحسب ظهور در مشكات ائمه معصومين و درك اين كلام جان‌فزا كه « أولنا محمد و آخرنا محمد و اوسطنا محمد » و كيفيت رجوع خلايق به باطن وجود در قيامت و انقهار و فناء حقايق ممكنه ، هنگام تجلى حق باسم قهار و غير آنچه كه ذكر شد از مباحث عاليه ، بر معرفت أصل وحدت وجود مبتنى است ، چه نام از وحدت وجود برده شود ، يا نشود ، كه : هو الأول و الآخر ، و الظاهر و الباطن ، و في انفسكم أ فلا تبصرون . آنان كه با كثرت فهم و درك و نبوغ در اين مباحث غور كرده و عمر خود را صرف تفكر و تحقيق و تدقيق در مسائل اين علم نموده‌اند ، بعجز و قصور معترف و خود را به قلّت بضاعت در اين صناعت متصف دانسته‌اند . مطالب علميه و مسائل عويصه را فهميدن هنرست نه مبادرت نمودن بر دو انتقاد . قدس اللّه سرّ من أفاد : « نكته‌ها چون تيغ پولادست تيز * گر ندارى تو سپر ، واپس گريز » پيش اين الماس بىاسپر ميا * كز بريدن تيغ را نبود حيا