داود بن محمود القيصري

31

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

* * * نگارندهء اين حروف تبعا للشيخ و صدر الحكماء و ديگر از أكابر محققان عرض نمود : لازم نيست عرض ذاتي شئ مساوى معروض باشد مثل عروض تعجّب و ضحك از براي انسان يا ناطق بل كه ملاك عرض ذاتي آنست كه شئ در مقام قبول عرض حالت منتظره نداشته باشد و ذات معروض در مقام معروضيّت متخصص و متعيّن بأمرى زائد جهت قبول عرض نشود در اين صورت تساوى شرط نيست بل كه ممكن است أخص از موضوع و معروض باشد و به نفس عروض تعيّن حاصل شود لذا جميع فصول ذاتية عوارض ذاتي اجناس بشمار مىروند چون موضوع بدون آنكه به جهت خاصى متعيّن شود معروض واقع مىشود « 1 » . آنچه گفتيم براي دفع اشكال مشهور است كه سبب اشتباه جمعى از متأخرين شده است و اشكال از قرار زير است : انكم فسرتم العرض الذاتي بالعارض لذات الشئ أو لأمر يساويه و هذا مستلزم لكون العرض الذاتي مساويا للمعروض ، لأنّه اما مقتضى الشئ او

--> ( 1 ) - بنا بر مسلك اين اعاظم اگر عارض لأمر أخص در صورتي كه اخصّ واسطه در ثبوت باشد نه واسطهء عروض ، عرض ذاتي است نه غريب براي اينكه ملاك در عرض ذاتي نفى وساطت در عروض است . دليل اين امر آنست كه أعم لا به شرط عين اخصّ است و تغاير و تباين بين عام و خاص ( به شرط لا ) موجود است . لذا گويند : كلّما صحّ - على الطبيعة ، صحّ - على الفرد ، و كلّما امتنع على الطبيعة امتنع على الفرد .