داود بن محمود القيصري
179
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
غير متعين به تعينات اسمائيه و غير اسمائيه است و ليكن أسماء و صفات مستجن در غيب وجود در مقام شهود حق ذات خود را در عين اتصاف بجميع صفات و كمالات ذاتية و اسمائيه و از باب تضمن تعين أول مفاتيح غيبيه و تعين عين و حقيقت مطلقه به مرتبهء لابشرطيت نسبت به اطلاق و تقييد و تعين و عدم تعين و وحدت و كثرت و فعل و انفعال ، در نتيجه نسب ذاتية إلهية ، يعنى اوليت و آخريت و ظاهريت و باطنيت به تعين أول متعين شدند و اولين كثرت از تجلى باطني ظاهر شد . تعين أول باعتبار تعلق به بطون ذات و حضرت جلال و قهر لازم آن منشأ فنا و استهلاك و انقهار اغيار و ملازم با غضب و غيرت ناشى از اسم جلال و باعتبار اسم جمال مقابل جلال ، ناظر بر اظهار حقايق و قوابل و مفيض فيض بر هر عين مستحق وجود و قابل ظهور است ، و اين دو اسم كه در آيهء كريمه « بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ » به آن اشارت رفته است لا يزال بر تعينات علميه و عينيه حاكمند ، يكى منشأ قهر و انقهار و قبض و ديگرى منشأ ظهور و بسط و انبساط ، يكى منشأ رجا و رضا و ديگرى منشأ خوف و بيم است . از آنجا كه هر اسمى على الاطلاق مقتضى اظهار خواص و آثار يا خاصيت و اثر مخصوص به خود است ؛ مثلا اسم رحمان مقتضى رحمت و اسم قاهر علت قهر و منشأ انقهار مظهر خود و بالجمله : أسماء جلاليه على الاطلاق طالب اظهار و اعمال سلطنت خود و أسماء جماليه منشأ آثار خاص خود مىباشند ، و قهرا بين آنها با آنكه در غيب ذات متحدند ، تنازع واقع مىشود و از اين معنا به تخاصم در ملأ أعلى تعبير شده است ،