داود بن محمود القيصري
172
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
را قبل از نزول استشمام مىنمايم . از اينجا ظاهر مىشود سرّ عدم احتياج نفوس كمل از أولياء محمديين به معلم خارجي ؛ چه آنكه نفوس مستكفى بالذات به صرف مشاهدهء آيات وجودي و عبادات و طاعات ، از طريق قرب وريدى بمقام ولايت مىرسند و برخى درجات و مراتب بين خود و حق را متدرجا پيموده و بأصل خود و أصل مىشوند . تفصيل اين اجمال از اين قرار است كه واصلان بمقام قطبيت و ولايت كليه إلهية از ناحيهء جذبات حق بمقام قرب نائل مىشوند و در مقام رجوع به كثرت درجات وجودي را به تفصيل مشاهده مىنمايند و در سير دوم بمراتب و أحوال احاطهء تفصيلي حاصل مىنمايند . به عبارت ديگر ، از آنجا كه حق مطلق از دو طريق با موجودات ارتباط دارد و در نتيجه بين عبد و حق دو قسم از معيت متحقق است : يكى از طريق وجه خاص و قرب وريدى و توليه از باب آنكه احاطهء قيوميهء حق اقتضاء نمايد كه از هر نزديكى به عبد نزديكتر است . قسم ديگر از معيت و ارتباط ، ارتباط حق است با أشياء از طريق سلسلهء علل و معاليل ، چه آنكه وجود و تحقق برخى از أشياء توقف بر علل و أسباب سابق بر وجود أو دارد و فقط صادر أول و عقل نخست با حق بدون واسطه
--> من ، قبل از خلقت عالم و آدم حق را به اسم قدوس و سبوح و ديگر أسماء كليه مىخوانديم . مقام تعين حقيقت علويه مقدم است بر تعين قرآن به صورت كلام حق كه فرمود « انا كلام اللّه الناطق » .