داود بن محمود القيصري

8

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

آقا ميرزا هاشم در عرفان از تلاميذ آقا محمد رضا قمشه‌يى است « 2 » و اين آقا محمد رضا شعله تابناك و مشعل‌دار عرفان در دوران قاجاريّه است كه در ذوقيّات از أكابر أهل تأويل و در بين أفاضل از عرفاى تلاميذ و شارحان كلمات ابن عربى همپايه بزرگترين اساتيد است ، و در أحوال وى نوشته‌اند از قدما همين يك نفر موجود است و در مقام تدريس فصوص ، از قونوى كم نمىآورد ، و در مواظبت بر طاعات و مراعات واجبات و سنن و انغمار در عبادت چنان متوغل است كه تو گويى أبو ذر عصر و سلمان زمان است ، و أو در موقعى كه اين كلمات را درباره‌اش نوشته‌اند چهل سال نداشته است و در اصفهان تدريس مىنموده است و بعدها به تهران آمد و در آنجا چهره به نقاب خاك پنهان نمود . استاد أو در حكمت متعاليه آخوند ملا على نوري است و در مشرب تصوّف از تلاميذ نامدار سيد العرفا و سند الأزكياء سيد رضى لاريجانى مازندرانى است و سيّد

--> ( 2 ) - معاصران آقا محمد رضا ، غير از آخوند ملا آقاى قزوينى كتب عرفانى را تدريس نمىنمودند و آثارى كه از اين اعاظم در دست است حكايت از تضلّع آنان در عرفانيّات نمىنمايد . آخوند ملا عبد اللّه زنوزى كه در كتاب « أنوار جليه » در شرح حديث حقيقت مأثور از مبدأ معرفت أمير مؤمنان « أرواحنا فداه » با اينكه حديث مشتمل است براساس عرفان ، آنچه كه در عرفانيّات از أو بظهور رسيده است ، مطالبى است كه در أسفار ذكر شده است . حكيم سبزوارى نيز صرفا به تدريس كتب ملا صدرا مىپرداخته است و اين معلوم است كه آن حكيم محقق ذوق عرفانى سرشارى دارد ولى ، كتب عرفانى تدريس نمىنمود ، و تلاميذ أو هم ، رويهء أستاذ را دنبال نموده‌اند . از رساله حاضر ، نسخه‌يى در اختيار نگارنده است كه جزء كتب ملكى مرحوم آخوند ملا عبد الوهّاب - مايوانى قوچانى - معروف به منجّم‌باشى است . اين عالم بزرگوار بعد از پايان رساندن تحصيلات خود ، از سبزوار ، به قوچان مراجعت مىنمايد و گرفتار أمير حسين خان شجاع الدوله رئيس ايل زعفرانلو مىشود و چون در فنون رياضى و نجوم تسلط داشت ، شجاع الدوله منصب منجّم‌باشى به أو مىدهد ، و اين عالم متألّه مدتها مبتلا به معاشرت با أمير حسينخان مىشود . آخوند ملا عبد الوهاب از تلاميذ فاضل حوزه حكيم سبزوارى است ، شخصى بسيار بزرگوار و مقيّد به آداب شرع و خيلى پاكيزه و در حدّ وسواس مقيّد به نظافت لباس و در همين حدّ مقيد به سلامت روح و طهارت باطن و در اخلاق نمونه بود .