داود بن محمود القيصري

108

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

منبسط است . لذا به تعبير روشن‌تر ، حق به تمام جهات ذات و مقام كبريائى خود ، داخل در أشياء نمىباشد و به تمام جهات خدائى خود ، خارج از اشيا نمىباشد ، بحسب تجلى فعلى عين اشياست ، چون أشياء نفس تدلّى و ظهور حقند و از اين جهت متقوم به حقند ، تقوم مقيد بمطلق ، و قوام فيض بمفيض كه أتم است از تقوم ماهيت باجزاء ذاتي خود . محقق جامى از باب انس بكلمات متكلمان و متكلفان بين ضرورت ازليه و تحقق حقيقت هستى محض لذاته و وجود امكانى موجود « بذاته » يعنى متحقق بدون ضم ضميمه است . اشنع از تمام آنچه كه در اين باب گفته شده است ، كلام اوست در ارتباط حق با أعيان و ماهيات و تصريح به اينكه انضمام حق بماهيات من حيث هي هي ملاك تحقق ماهياتست و در اينجا متأثر شده است از قائلان به اصالت ماهيت كه گفته‌اند ، ماهيت من حيث هي هي باعتبار حيثيّت مكتسبهء از جاعل حق مصداق مفهوم موجود واقع مىشوند و از آنها طرد عدم مىگردد ، و ايشان چون خواسته است بمشرب عرفان سخن گويد فرموده است آن ضميمه وجود حق است كه هم سارى در أشياء و هم ملاك تقوم أشياء به أو و هم ميزان و معيت أو با أشياء است . بنا بر آنچه كه ذكر شد وجود حق باعتبار اطلاق ذاتي و مقام غناء فطرى به هيچ امرى منضم نمىشود و باعتبار تجلى و سريان و افاضت و ايجاد و تنزل از مقام غيب بدون تجافى از مرتبهء وجوب و ضرورت أزلي ، بوجه اطلاق و سريان ، منشأ بروز ماهياتست يعنى از ناحيهء