داود بن محمود القيصري
100
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
آثار و احكام خاصى دارد ، و لذا أعيان و استعدادات لازمهء أعيان غير مجعول و وجود مفاض بر اين أعيان همان وجود منبسط است كه نفس فيض و تجلى تدلى حق مىباشد . بناء على ما قررناه ، نزد صوفيه از انضمام و اقتران و سريان و معيت وجود با أعيان ، نسبتى مجهول الكيفية كه بحسب علم حصولى و نظري حقيقت آن مجهول است ميان حق و أعيان حاصل مىآيد كه از لوازم و اقتضاء آن نسبت ، ظهور ماهيت در خارج و ترتب احكام و آثارست بر ماهيت . و نزد اين طايفه وجود از عوارض ماهيات نمىباشد و اين ماهيت و تعين از عوارض وجود مطلق كه از ناحيهء تنزل وجود از سماء اطلاق به أراضي تقييد عارض وجود مىشود كه : « من و تو عارض ذات وجوديم » . اما اينكه اين عارض از چه نوع از عوارض است ، عارض تحليلي و عقلي است ، عارض خارجي است ، بايد در آن تأمل نمود و دقت كرد . برخى از آنان كه در حكمت نظري راسخ نبودهاند اين مطلب را طورى تقرير نمودهاند كه متحمل اشكالات لا ينحّل است ، از جمله آنكه عارف نامدار جامى در مقدمه اشعه گويد : ماهيت عارض وجودست و قائم بوى و وجود معروض و قيّوم وى ، اما نه عارضى كه به عروض وى مر معروض را ، صفتى وجودي نو شود ، و بزوال آن صفتى حقيقي زائل گردد ، زيرا كه تجدد صفات و زوال آن ، موجب تغير مفضى به حدوثست ، تعالى اللّه عن ذلك . بلكه