علاء الدوله سمنانى

28

مصنفات فارسى ( فارسى )

آرد روا باشد . چنان كه اگر در چهار ركعت نماز در هر ركعتى اجتهاد او به طرفى ديگر شود و به هر چهار طرف روى كند نمازش درست باشد . اما اگر در شهرى باشد از شهرهاى مسلمانان ، او را واجب بود كه روى به قبله كه ايشان ساخته باشند آرد . و به اجتهاد خود در بقاع اسلام جز التفات به يمين و يسار نشايد كرد تا اگر به اجتهاد خود روى به طرفى ديگر آرد نماز باطل باشد . 58 - ديگر آنكه چون در جنگ باشد به هر طرف كه روى داشته باشد به اشارت ، نماز فرض شايد گزاردن و قضا واجب نشود . 59 - ديگر در سفر به قول درست‌تر نماز سنت روى به راه پياده و سوار شايد گزاردن ؛ اما اگر پياده باشد در وقت نيت و تكبير اول روى به قبله آرد و بعد از آن روى به راه كند و قرائت مىخواند . و به وقت ركوع هم روى به راه ركوع مىكند چون به سجود رسد روى به قبله آرد و سجود كند چون از سجود فارغ شود باز روى به راه آرد تا آخر . چون سجده كند روى به قبله بنشيند و تشهد بر خواند و سلام باز دهد . و اگر سوار باشد و ممكن كه عنان را بگرداند در وقت تكبير اول روى به قبله آرد و نماز درپيوندد . بعد از آن روى به راه كند و نماز تمام كند . و اگر امكان عنان گردانيدن نباشد روى خود به طرف قبله كند و تكبير اول بگويد و بعد از آن هم بر مركب روى به راه آرد و نماز تمام كند . اما فريضه بر پشت چهار پاى در سفر نتوان گزارد الا در جنگ . و صوب راه ، قبلهء او باشد . 60 - شرط پنجم به قصد سخن ناگفتن است كه اگر سخن گويد قصدا ، نماز باطل باشد . و اگر يك حرف معنىدار گويد چون ع و ف ، هم نماز باطل كند . و تنحنح و گريستن و ناليدن به اختيار ، چون دو حرف بيرون آيد نماز را باطل كند . اما اگر نداند كه نماز باطل مىشود باطل نشود بر قول درست‌تر . و اگر عطسه آرد و الحمد لله نگويد يا امام را در نماز قرار باز دهد يا ديگرى را ، يا امام سهوى كند مأموم ذكرى بگويد تا امام آگاه شود يا آواز بردارد تا كسى متنبه شود اين مجموع نماز را باطل نكند . 61 - شرط ششم ترك افعال بسيار است ؛ سه فعل پياپى در يك ركن ،