علاء الدوله سمنانى
مقدمه 51
مصنفات فارسى ( فارسى )
رامتينى را در رشحات عين الحيات ( 1 / 63 ) آورده است و ما از تذكرهء او نقل كرديم . اين بود گزارشى كه مىبايست دربارهء اين مجموعه مىدادم ، اما گفتنى است كه در فهرستهاى نسخ خطى و يا در تذكرههاى خانقاهى آثارى ديگر به سمنانى نسبت داده ، و متذكر شدهاند كه آنها نگارشهايى است به فارسى و مستقل . مثلا حافظ حسين از رسالهء سواطع علاء الدوله سمنانى سخن داشته و عبارتى از آن نقل كرده و گفته است كه رسالهء مذكور به فارسى است « 93 » ، در حالى كه چنين نيست ، نسخهاى ناقص كه از اين رساله موجود است به زبان عربى است و احتمال دارد كه ترجمهاى از آن در دسترس كربلائى قرار داشته است « 94 » . يا مثلا رسالهاى به نام آداب الخلوة به پير سمنان نسبت دادهاند « 95 » كه نسخههايى از آن در دو صفحه موجود است « 96 » و مطالب و عبارات آن به مانند شرطهاى هشتگانهء خلوت است كه سمنانى در فتح المبين و عروه آورده ، و گويا آن را از همين آثار او استخراج كرده و به صورت مستقل درآوردهاند . اما يكى از آثار بسيار ارزندهء پير سمنان رسالهاى است به نام لمعات ، كه ظاهرا مؤلف ، لااقل در نامگذارى آن به لمعات عراقى نظر داشته است . از اين رساله نيز نسخهاى كامل شناسايى نشده ، و ليكن حقى افندى ، شاعر متصوف ترك در سدهء دوازدهم ، وقتى به جمعآورى كتابى به نام المجموعة العرفانية اهتمام كرده ، يك نسخه از آن در دست داشته و پنج لمعهء آن را گزين كرده و در مجموعهء عرفانى خود نقل كرده و در آغاز آن نوشته است : « من لمعات علاء الدولة قدس الله سره فى معنى قوله تعالى : هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شىء عليم » .
--> ( 93 ) . روضات الجنان 2 / 126 ( 94 ) . - پير بيابانكى ، كه دربارهء آثار عربى و فارسى او سخن داشتهام و رسالههاى مستخرج از آثار او را نشان دادهام و در پيرامون رسالههاى منسوب به او مانند انواريه و فتوتيه بحث كردهام . ( 95 ) . كشف الظنون 1158 ، ريحانة الادب 4 / 158 ( 96 ) . - مقدمهء چهل مجلس 31