علاء الدوله سمنانى

مقدمه 46

مصنفات فارسى ( فارسى )

كاشانى در اين مكتوب نشان داده كه نظر بسيارى از مشايخ صوفيه چونان پير هرات ، عبد الصمد نطنزى - كه خود مريد او بوده - نور الدين ابرقوهى ، روزبهان بقلى ، صدر الدين قونوى ، ظهير الدين بزغش شيرازى ، شمس الدين كيشى و آراء ديگر بزرگان در زمينهء وحدت وجود و اطلاق مطلقيت بر وجود مطابق راى ابن عربى است و آنچه كه سمنانى در عروه پيرامون وجود مطلق آورده ، خالى از حجت و برهان است . جميع اين نكته‌ها را كاشانى با ديدى علمى و محققانه متذكر شده است ، و ليكن در نامه‌اش دو نكته هست كه تند مىنمايد و بدون ترديد خواندن آنها بر پير بيابانكى گران آمده است : يكى نظر تند نظام الدين خاموش هروى است دربارهء وصف خضر ، چنان كه سمنانى در عروه متذكر آن شده و به جسمانيت او عقيده داشته است « 76 » و كاشانى اين نكته را از خاموش هروى پرسيده ، و او گفته كه « خضر علاء الدوله ، خضر تركمان است نه خضر ترجمان » . دو ديگر آنكه كاشانى در پايان نامه‌اش گفته است كه : زمينهء اختلاف را در شرح فصوص تبيين كرده‌ام ، بهتر است كه « دانشمندان محقق كه اصحاب فهوم ذكى باشند با شما تقرير كنند « 77 » » . اين دو نكته همچنان‌كه ملاحظه مىكنيد بر پيرى چونان سمنانى ناگوار آمده و با پاسخى بسيار تند ، كاشانى را ، ظاهرا به سكوت واداشته است . جواب سمنانى همچنان‌كه گفتم ، بسيار تند است . او در نخستين سطور نامه‌اش كاشانى را بدور از طيب لقمه و صدق لهجه دانسته و او را به خاطر نظرى كه در خصوص شيخ عبد الرحمن اسفراينى داده ، دروغزن خوانده است « 78 » . و نيز بر آراء ابن عربى ، از جمله اين تسبيح او كه « سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها » با شدت تاخته و آن را هذيانى برگرفته كه دهريان مىگويند و يونانيان را خوش مىافتد !

--> ( 76 ) . - العروة لاهل الخلوة و الجلوة 9 - 368 ( 77 ) . نامهء كاشانى ، بند 17 ( 78 ) . - نامهء كاشانى ، بند 14 ، قياس كنيد با جواب سمنانى ، بند 2