علاء الدوله سمنانى
مقدمه 17
مصنفات فارسى ( فارسى )
خدا دور است و سخن شاكمونى نمىشنود پادشاه را از دعاى او و متابعت او چه فايده دهد ؟ چون بخشى اين بشنيد ، گفت : چه چيز است كه من سخن شاكمونى را خلاف كردهام بگو ! گفتم : شاكمونى در نون « * » نگفته است كه اگر پاى بر گياه تر نهند چنان كه خسته شود و راه آبخور آن دربند شود ، ميان آن كس و خدا راه دربند شود ؟ گفت : بلى نوشته است . گفتم : پس آنجا كه خرگاه تو زدهاند چند شاخ گياه باشد كه غلامان تو ببريدهاند و از آنجا تا اينجا كه آمدهاى چند گياه در زير قدم تو شكسته شده است ؟ و ديگر نه شاكمونى گفته : اگر خمر بر زمين ريزد و از آنجا گياه برآيد اگر اسب آن گياه را بخورد آن كه بر اسب نشيند مردود اين راه باشد ؟ گفت : نوشته . گفتم : تو اينجا نشسته و در شكم مردهء تو پنج من خمر است ، تو چگونه بخشى باشى ؟ به عون حضرت حق بخشى خوار گشت و خجل شد . ديدم كه سخنهاى من در دل ارغون جايگير شد ، بعد از آن ارغون با من گفت : مىخواهم كه با من باشى ، مرا سخن تو خوش آمد . گفتم : نتوانم و ممكن نيست كه بيش از اين با شما باشم . بعد از آن ، باغچهاى بود در آن نزديكى كه باغ خاصهء ارغون بود . در آنجا رفت و مرا به خلوت بطلبيد و دست من بگرفت و بر زمين نشست و مرا بنشاند و گفت : دريغ نباشد كه همچو تو كسى پسروى دين باطل كند ؟ گفتم : دين باطل كدام است ؟ گفت : دين محمد تو . گفتم : معاذ الله ، دين حق دين محمد است . گفت : نه تو اين ساعت مىگفتى كه در دين شاكمونى هركه گياهى را خسته كند راه او به خدا دربند شود ؟ گفتم : آرى . گفت : محمد تو نسقى در ميان خلق نهاده است چنان كه مردمان به ريختن خون رغبت كنند و كشتن آدمى از آن نسق او لازم مىآيد . جايى كه شكستن شاخ گياه راه
--> ( * ) نون nON يا نوم mON در مغولى به معنى شرع ، دين ، قانون و رسالهء مذهبى است . بعضى آن را در اصل از سغدى دانسته ، و عدهاى ريشهء آن را اوم سانسكريت بشمار آوردهاند - دائرة المعارف هند 57