علاء الدوله سمنانى
74
مصنفات فارسى ( فارسى )
بعد از رمى جمار ، پيش از آفتاب فرو شدن به مكه رود ، شايد ، اما چون آفتاب فرورفت در منا اقامت كردن واجب بود ، روز سيزدهم بدان ترتيب سنگ انداختن واجب شود ، و السلام . 214 - آداب عمره ؛ چون خواهد كه عمره آرد ، غسل كند و جامهء احرام در پوشد چنان كه جهت حج پوشيده بود و از مكه بيرون رود تا به ميقات عمره رسد و آن حديبيه است يا تنعيم يا جعرانه ، و از آنجا نيت عمره كند و گويد : لبيك بعمرة ؛ و به مسجد عايشه صديقه - رضى الله عنها - رود و دو ركعت نماز بگزارد و روى به مكه آرد . چون به در حرم رسد ، تلبيه ترك كند و در مسجد رود و به طواف مشغول شود بر همان منوال كه در حج ياد كرديم . و چون از ركعتى الطواف فارغ شود از در صفا بيرون آيد و بر همان ترتيب كه جهت حج سعى بين الصفا و المروه مىكرد ، سعى كند و حلق كند يا قصر . و اگر حلق كرده باشد و موى بر سرش نباشد ستره به سر فرودارد ، بعد از آن تحلل حاصل آيد . 215 - و عمره در همه سال توان كرد . هر كس كه مقيم مكه شود بايد كه در عمره آوردن تقصير ننمايد كه ثواب آن را حدى نيست . و اگر عمره نتواند آوردن ، بايد كه چندان كه فرصت يابد طواف كند . و اگر از طواف نيز عاجز آيد ، پيوسته بايد كه در خانه مىنگرد و مىگويد : اللهم ارزقنا طواف كعبة القلب و النظر الى وجهك الكريم . اما احتياط آن باشد كه از اقامت در مكه و مدينه احتراز كند كه مبادا كه نفس او ملول شود و آرزوى وطن مألوفش با ديد آيد ، و اين جرمى عظيم باشد كه شخصى را طبيعت از چنان مقامى متنفر شود . و اگر دور باشد و مشتاق ، بهتر كه آنجا باشد و ملول . پس بهتر آن باشد كه هم در آن حدود در طائف يا نخلهء محمود يا ارض حسان مىباشد و به هر وقتى از سر نشاط و ذوق به مكه مىآيد و عمره و طواف به جاى مىآرد و باز به همان جايگاه مىرود تا هيبت حرم و اشتياق آن مقام شريف در دل او كم نشود . و چون از مكه بيرون خواهد آمدن ، طواف وداع كند . و شرط در اين طواف آن باشد كه همهء كارها راست كند و بارها در بندد و دل فارغ كند و از سر جمعيت