گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 79

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

و چهار ملك مقربند چون جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل اين چهار ملكوت چهارعنصرند و ملكوت انسان نفس اوست و آن سه مواليد را ملكوت هريك نفس ايشانست و نه آيات ملكوت عالم تمامى اينست كه بيان كرده شد و چون گفته بوديم كه آدم نسخه‌ايست از مجموع عالم موجودات در آدم و ما اين آيه را در ظاهر و باطن آدم نمائيم اكنون بدانكه از اين آيات دو گوش است و دو چشم و دو بينى و يك دهان و دو دست و اين نه آيات بجاى افلاكست و چهار عنصر مواليد است چنانچه بيان كنيم بيانش را گفتيم اما نه آيات در باطن آدم قوت شنوائى و بينائى و گويائى و بويائى و ادراك و لمس و فكر و حفظ و وهم و خيال اينست نه آيات كه در ظاهر و باطن آدم بيان كرده شد اكنون ظاهر عالم را آفاق بزرگ گوئيم و باطن را نفس بزرگ و ظاهر آدم را آفاق كوچك و باطن آدم را نفس كوچك و بعد از آن آيات آفاق بزرگ را با آفاق كوچك مطابق كنيم تا هر دو يكى شوند آنگاه به تمامى معلوم شود آدم به حقيقت عالمست اما كوچك و عالم به حقيقت آدمست اما بزرگ آنگاه از عالم كثرت به وحدت آئيم و معنى آيات كه فرموده است هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و محققان چون بدين مقام رسيده‌اند گفته‌اند شعر