گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 73

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

تا مردم را از نابينائى بينا گردانند پيش از آنكه وقت رفتن ايشان آيد و نابينا روند كه آنگاه معالجه هيچ سود ندارد و اولياء نيز بر اين طريق مردم را دعوت كرده‌اند و مىكنند و راه خدا مىروند براى درد نگرفتن فكر درمانى مىكنند و از اين نابينائى خلاصى مىدهند و در اين عالم خلق را خدادان مىسازند و به‌واسطه رياضت و خلوت و معرفت نفس و عمل صالح كه فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً باب ششم در برابر كردن آفاق و انفس يعنى برابر كردن تن آدمى با عالم گفتيم كه تن مردم نسخه عالمست اكنون بدانكه تن به مثابه زمين و آسمانست و به مثابه سالست كه زمانست و به مثابه شهر است كه مكانست پس ما در اين رساله به جهت آسانى طالب اين تشبيهات را جداجدا بيان كنيم اول مشابهت بدن با زمين آنست كه در زمين كوههاست و در بدن مردم استخوان مانند آنست و در زمين درختانست كه موى سر و ريش مشابه آنست و در زمين نباتات خرد بسيار است كه موهاى اندام مشابه آنست و مجموع عالم هفت اقليم است و در بدن نيز هفت اندامست يكى سر و دو دست و دو پاى و شكم و پشت ، و در زمين زلزله است و در بدن عطسه بجاى آنست و در زمين جويهاى