گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 67
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
كه در معده كردند آنگاه هرچه كثيف باشد بسه قسم شود يك قسم به زهره رود و صفرا گردد و يك قسم ديگر به سپرز رود و سودا گردد و يك قسم ديگر به مثانه رود و بول گردد و آنگاه هرچه لطيف باشد بعروق رود و خون شود و در عروق همين قوتها يكبار ديگر همان عمل كنند كه در معده كردهاند آنگاه هرچه كثيف باشد از لطيف جدا كنند و آنچه كثيف باشد به مساوات بيرون رود چون چرك گوش و فضله بينى و ناخن و مويهاى سر و اندام و چيزى كه به عرق و دلّاكى در حمام بيرون رود اگر چيزى بماند علتها و آماسها و دانهها در وجود پيدا شود و آنچه لطيف هر عضوى باشد به عضوى رود كه لايق آن باشد آنگاه قوّه مصوّره هر جزوى را قوه و رنگ همان عضو مىدهد كه لايق و موافق همان عضو باشد و در حالت تصوير يكبار ديگر همان قوتها كه گفتيم همان عملها كنند و ديگربار كثيف از لطيف جدا كنند آنچه كثيف باشد بدل ما يتحلل شود و آنچه لطيف باشد قوه مولّده آن را به صلب حركت دهد تا منى گردد آنگاه منى در وقت معين برحم زنى نقل كند و با نطفه عورت جمع شود آنگاه چند روز همان نطفه باشد بعد از آن نطفگى بگذارد و در صورت علقگى درآيد و مدتى نيز علقه باشد يعنى همچون خون