گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 65
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
تو از بهر شناسائى گنجى * به گلخن سر فرود آرى برنجى و چون معلوم شد كه حقتعالى مردم را از جهت معرفت خود آفريده است هرآينه بايد كه او ايشان را استعداد آن داده باشد و الا مردم بىاستعداد حقرا نتوانند شناخت و حضرت حق سبحانه و تعالى را بدلائل و آيات و آثار و انوار قدرت او كه در آفاق و انفس آفريده است توان شناخت و مردم را ميسّر نبود كه در قعر دريا و عروق جبال روند و همگى عالم سفلى را مشاهده كنند و بر افلاك روند و حقايق و دقايق فلكى عالم اعلا را ببينند و در انفس عالم ملكوت روند و احوال ارواح و عقول را معلوم كنند و بر همگى صفات حق مطلع شوند و افعال او تبارك و تعالى را در ابداع و اختراع موجودات بشناسند پس حقتعالى از غايت عنايت هرچه در عالم آفريده بود از ظاهر و باطن و علوى و سفلى مردم را بر آن مثال آفريد و به هر صفتى كه خود بدان موصوف است مردم را بدان صفت موصوف گردانيد و همچنانكه عالم مسخّر امر و قدرت اوست تن مردم را مسخّر روح ايشان گردانيد تا مردم از تركيب اعضا و ترتيب اجزاى خود بر عالم سفلى و علوى مطلع گردند و از دانستن صفات