گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 54

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

چون خواننده و قوه خيال نويسنده و قوه وهم چون شيطان و حسّ مشترك چون دريائى بود كه هرچه از اين جويها آب درآيد آنجا يكى شود و حس مشترك را نبطاسيا نيز گويند و در اين مقام ذكر حواس اين مقدار كافيست بعد از آن بدانكه قوه غضب و شهوت چيست هر حركتى كه از براى دفع مضرت يا غلبه غرور بر حيوان حاصل گردد آن را غضب گويند و هر حركتى كه از براى جذب منفعت يا طلب لذت در حيوانى پديد آيد آن قوت را شهوانى گويند و كار شهوت و غضب اينجا معلوم شد و در اين مقام اين‌قدر كافيست من‌بعد بدانكه اين جمله حواس و قوتها كه بيان كرده شد همه خادمان نفس انسانيند و به غير از اين خادمان نفس انسانى را دو خادم ديگر است كه يكى را عقل عملى گويند و يكى را عقل نظرى مثال عقل نظرى چنانست كه مثلا بنايان اول صورت كنند سرائى را يا كوشكى را كه چون خواهد بود و چند طاق و رواق خواهد داشت و اين كار عقل نظريست و بعد از آن عقل عملى چنان كه عقل نظرى تصور كرده باشد آن را از قوه بفعل آورد و جمله صنعتها و پيشه‌ها در عالم از خوردنيها و پوشيدنىها و گستردنيها و مقامها از كوشكها و طاقها و رواقها و شهرها و امثال اين‌ها