گروهى از نويسندگان
حق اليقين شبسترى 23
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
لازم آيد و وجوبيت نسبت بظهور و وجود اعتبارى ديگر است او را و همچنان واجب دائما بر وجود ذاتى خود باقيست كه بههيچوجه اعتبار تغيير و تبديل در او نيايد ( هو الآن على ما عليه كان ) پس با وى وجود ديگر نيست ( إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ ) ( لازمة ) وجود عين خير است و عدم عين شرّ و شرّ از اعتبار و نسب خيزد ( ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ ) ( قاعدة ) يگانگى ذاتى كه ذات لذاته اقتضاى انتفاء غير كند جز هست حقيقى را نيست و اين يگانگى مسمى است به احديت كه يگانگى مجرد بود از نسب و اضافات تا غايتى كه منزه بود از مفهوم آن الفاظ و از نفى مفهوم اين الفاظ و از جمله مفهومات و يگانگى صفات كه ذات را در صفات الوهيت است نفى مماثل و مشاركت را كند و مسمى است بوحدانيت همچنان مخصوصست به هستى و در حقيقت مغايرت ميان دو مرتبه نيست ليكن به نسبت با مفهوم فرموده ( إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ و اللَّهُ أَحَدٌ ) ( تأويل ) احديت من حيث المفهوم از قبيل اسم ظاهر است كه عين هستى است و از غلبه ظهور اوست كه غير با اللّه درنگنجد ( قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ) و باز صمديت ( من حيث المفهوم الذى لا جوف له ) از قبيل اسم باطنست و از غلبه بطون اوست كه هيچگونه كثرت در مسمى الله درنگنجد و چون ظاهر و باطن در آن جناب متحدند هر دو اسم صفت لفظ الله آمدند كه تكرار لفظ الله مفيد عدم تقدم