گروهى از نويسندگان

نور الوحده مغربى 102

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

نيست هر قدر كه انديشه غالبست سعادت در اوست چون از وهم دوئى برآيد قيامت بر او واقع شود و در جنّت شهود تا ابد الآبدين آسوده اى سيد اين‌چنين دولت هرگاه در دنيا ميسر شد نيست چونست كه در آن سعى نمىكنى و غافل مىباشى اى سيد قيامت بر همه كس و همه چيز آمدنيست و آن رجوع همه است به وحدت اما بعد از آنكه ظهور كل واقع شود اگرچه همه از اصل خود برآمده باشند لذتى كه مىبايد همه را روى ندهد مگر بر آنها كه اينجا اينجا قيامت بر آنها گذشته باشد پس بايد كه سعى كنى كه آن معنى كه موعود است تو را اينجا روى نمايد تا آسودگى حاصل شود و لذتى كه مىبايد دست دهد اى سيد مقصود همين است كه وهم دوئى برخيزد و تو نمانى و او بماند و بس همه انبيا و اوليا بر اين اتفاق كرده‌اند و در كتب الهيه و حديث و كلمات اوليا دلائل اين بسيار است و عظماى هر فرقه به وحدت قائلند و همه به زبان بر اين رفته‌اند كه غير حق موجودى نيست عالم صورت اوست و ظهور اوست و بس بخاطر هست كه شواهد اين مطالب در كتاب علىحده نوشته شود و از دلائل عقليه استنباط او كرده نيز پارهء آورده شود ان‌شاءالله سبحانه اى سيد امروز كه آخرالزمانست و نزديك رسيده كه آفتاب حقيقت از مغرب خلقيّت طلوع نمايد از آنجا كه پيش از طلوع آفتاب انوار و آثار ظاهر مىشود و