نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

73

كاشف الأسرار ( فارسى )

( 12 ) يك‌بار ديگر ديدم : « السلام « 1 » عليك » . ( 13 ) يك‌بار ديگر ديدم : شيخ مىرفت ، و اين ضعيف از پس وى مىرفت ؛ لوحى از ذهب ظاهر شد و در آن نوشته : « السلام « 3 » عليك ايّها النبىّ » بذهب خط ، و خطهاى مختلف بحسب انوار ، بعضى خوب ، « 4 » و بعضى نه ؛ و بعضى به خط محقّق و بعضى به خط ثلث و بعضى به خط كوفى ؛ و بعضى همهء دايره گرفته ، و بعضى دو سطر و بعضى سه سطر نوشته ؛ و اكثر چنان است كه هيچ فهم نمىشود . ( 14 ) امّا ذكر اين ساعت آسان‌تر شده است . و وقتها ، چون بيدار مىشوم ، دل اين ضعيف مىجنبد ؛ و اگر بذكر مشغول مىباشم ، مدد زيادت مىدهد . و اللّه اعلم ! ( 15 ) الجواب . « 9 » الولد الاعزّ الارشد ، امين الملّة و الدين عبد السلام - ادام اللّه بركته - اسئله‌اى كه نوشته بود ، هريك را بعون اللّه تعالى جوابى نوشته ، و حقّ را به وقايعى كه بر او منكشف شده شكر بسيار گزارد . توفيق رفيق باد ، بمنّه وجوده ! ( 16 ) نموده كه نورى مثل نور آفتاب ديدم در بيدارى . گوئيا مراد او از نور آفتاب قرص آفتاب است . اگر قرص آفتاب ديده است ، در خلوت‌خانه يا بيرون ، و چندانكه خواسته باشد كه آن در مقابل روى او بايستد ، نه ايستاده باشد ، و چندانكه چشم را سير داده باشد ، او نيز در موافقت چشم ساير بوده باشد ، آن نور وضو است ؛ و اگر در مقابل ايستاده باشد ، صورت قلب است كه صفا يافته است ؛ و اگر ناگاه ظاهر شده است در اثناى ذكر و در پرده رفته و از آن هيبتى بر وجود ذاكر نشسته ، جمال روحانيّت است كه ظاهر شده است . ( 17 ) امّا آنكه در اثناى سماع صيحه برآمد و پيوسته شد ، نيكوست ، تأثير ذكر است كه به يك‌دفعه در ذات قلب ظاهر شده است . و آن را سبب واردى بوده است كه در اوقات سماع فروآمده است ؛ چون دل تحمّل نكرده است ، آن ضعف باقى

--> ( 1 ) - السلام : سلام L - - ( 3 ) - السلام : سلام L - - ( 4 ) - خوب : جوب L - - ( 9 ) - الجواب : الفصل التاسع فى الجواب عن وقائعه ادام اللّه بركته L ( به مقدمه ملاحظه فرمائيد ) .