نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

19

كاشف الأسرار ( فارسى )

ضعيف دانست كه آن جز معجزهء نبى نيست . هم برآن ترتيب نبوى اين ضعيف آن را « 1 » كار مىفرمود و گل برآن بنا مىانداخت ، و مصطفى با علىّ و اصحاب كه حاضر بودندى پاى « 2 » بر گل مىنهاد . « 3 » اين خود عجب سرّى است . ( 38 ) القصّه ، در آن كار و در آن حال اين ضعيف از آن واقعه پا پس « 4 » آمد ، پس راى اين رؤيت را بعد از رؤيت بر مقتضاى « كلّ إنا يترشّح بما فيه » اين مىگفت بيت : سعادت در جهان پيداست امروز * كه زيبا يار ما با ماست امروز چو زيبا يار ما با ما بشارست « 8 » * غم و انده ز ما برخاست امروز به حمد اللّه بكام دوستانست * بناميزد خوش و زيباست امروز « 9 » و بعد از مدّتى ديگر نشان آن بود كه طريقت محمّدى از امير المؤمنين علىّ - رضى اللّه عنه - عنعنه به عنعنه « 11 » دست بدست بدين ضعيف رسيد . و بعد از آن هر چيز را كه اين ضعيف از مجاهده و رياضت بر نفس خود اختيار كرد ، نفس را در آن منقاد يافت و توفيق الهى « 12 » بدان متّصل شد . الحمد للّه على كلّ حال و صلواته على محمّد و آله خير آل و على أولاده و أصحابه ، و سلّم تسليما كثيرا ! اين جمله كه « 14 » ياد كرده شد ، چون نعمتى بود از حضرت عزّت در حقّ اين ضعيف ، موافقت سنّت الهى ازين نعمت حديث كرده شد : « وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » . « 15 » ( 39 ) امّا سبب يافت تشريف اين طريق ، خداوند را در حقّ اين ضعيف نعمتى ديگرست ، و آن چنان بود كه در مبدأ حالت اين ضعيف بكوى زهد فروافتاده بود ، و

--> ( 1 ) - نبى L : نبوى N - - اين ضعيف آن را L : آن بيل را N - - ( 2 ) - بنا N : - L - - على و L : - N - - بودندى L : بودند N - - ( 3 ) - مىنهاد L : مىنهادند N - - ( 4 ) - پاپس L : باز N - - ( 9 ) ( 7 الى 9 ) - بحر هزج - - ( 8 ) - بشارست L : به شاديست N - - ( 11 ) - عنعنه به عنعنه L : معنعن N - - ( 12 ) - از N : - L - - خود N : - L - - ( 14 ) - كه N : - L - - ( 15 ) ( 15 ، 16 ) - سورهء 93 ( الضحى ) آيهء 11