نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
12
كاشف الأسرار ( فارسى )
أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » . « 1 » بيت : اى نسخهء نامهء الهى كه توئى * وى آينهء جمال شاهى كه توئى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * در خود بطلب هرآنچه خواهى كه توئى « 2 » ( 25 ) و نيز بدان ، اى طالب صادق - متّعك اللّه به طول بقائك - كه اين تقريراتى كه رفت ، از نهاد انسانى بيرون نيست ؛ و از آن پنج منزل كه در اوّل ياد آن كرده شده است ، چهار اين « 4 » بود كه گفته آمد . و منزل پنجم ، همچنان كه ذكر آن رفته است ، « 5 » « 6 » از نهاد بشريّت بيرونست ، و رفتن اين راه كار عاشقانست ، و تقرّب جستن بدرگاه سبحانست . آهآه كه درين مقام درويش سلطانست ، و سلطان ازين حال عريانست ، زيرا كه مرغ اين دام از آشيانى ديگرست . بيت : مرغ او بو سعيد بوالخيرست * صيد او بايزيد بسطاميست « 10 » ( 26 ) وقتى سلطان محمود - رحمة اللّه عليه - چنان كه مشهورست به نيّت زيارت شيخ ابو الحسن خرقانى - قدّس اللّه روحه العزيز - بخرقان آمد . چون زيارت شيخ دريافت بس « 13 » دمى بنشستند . شيخ از سر وقت خويش سخنى مىراند . سلطان شيخ را گفت كه اين همه دام بود . شيخ گفت : آرى محمود ، دامست ، امّا مرغش تو نهء . « 14 » ( 27 ) پس درين منزل نيز چنان كه شرح رفته است « 15 » طالب را چهارده هزار حجاب نورانى از صفات غيرت الهى و جلال سلطنت پادشاهى او - جلّ جلاله - بر راهست . « 16 » امّا تا طالب قطع مفاوز هواى نفسانى نكند و تصرّفات شيطانى بكلّى از وى دفع نشود ، سير و سلوك وى در نهاد انسانى تمام نباشد و طالب از سفل بشريّت بعلو روحانيّت نتواند
--> ( 1 ) - سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 53 - - انه الحق N : - L - - ( 2 ) ( ، 3 ) - رباعى - - ( 4 ) - كه N : - L - - اين L : - N - - ( 5 ) ( ، 6 ) - شده است L : شد N - - ( 6 ) - رفته است L : رفته N - - ( 10 ) - بحر خفيف - - ( 13 ) - ؟ ؟ ؟ س ( كذا ) دمى L : زمانى N - - ( 14 ) - همه : هم L N - - محمود L : - N - - تونهء L : توئى N - - ( 15 ) - است L : - N - - ( 16 ) - و N : + از L