نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

6

كاشف الأسرار ( فارسى )

باشد ، از براى « 1 » آنكه ما هر وقت كه زفان را محلّ گفتن كلمهء « اللّه » مىيابيم ، محالست كه در آن حال محلّ كلمهء ديگر تواند بود ؛ پس چون چنين باشد ، در وقت گفتن اين كلمه زفان مفرّد باشد از هر چيز كه آن غير اين كلمه باشد . اكنون برين تقدير دل نيز ، اگر موافقت زبان « 4 » مىكند و اين كلمه وى را حقيقى است ، نه مجازى ، بايد كه بهر وقت كه زفان مفرّد به گفتن اين كلمه برخيزد دل نيز از هر چيز « 5 » كه غير اين كلمه باشد مفرّد شود ، تا با زفان موافقت كرده باشد « 6 » و اقرار لسان بتصديق جنان پيوسته شود و بدان واسطه اين حجبات بكلّى از وى مرتفع شود ، إن شاء اللّه تعالى - رزقنا اللّه و جميع الطّالبين ! ( 11 ) رجعنا إلى اوّل ! پس برآن جمله كه ذكر رفته است ، هر منازلى و مراحلى كه بنده را تا به حضرت عزّت « 9 » - عزّ اسمه - در پيش است ، آن پنج است ؛ چهار از آن در نهاد بشريّت ، و پنجم در حضرت ربوبيّت ، كه آن را « سير فى اللّه » مىگويند . پس هركه امروز اين منازل را - نعوذ باللّه - قطع نكند و برين حجبات وى را عبور نيفتد ، فرداى قيامت - آمنّا و صدّقنا - در هر منزلى ازين منازل ده هزار سال بماند ، بدليلى قاطع . بايد « 12 » كه « 13 » طالب اين حديث خايف و خاشع باشد و بوسع طاقت به قدر راه بكوشد ، كه آفريدگار عالميان ازين معنى چنين بيان مىكند كه « فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ » « 14 » ؛ و در قولى « 15 » ديگر در هر منزلى دويست سال بماند : قوله تعالى « فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ » . « 16 » اگر چه اينجا از روى قال تناقض مىنمايد ، امّا از راه حال « 17 » اين آيت مر آن ديگر را مناقض نيست . ( 12 ) و اين منازل نيز مبنى است بر پنج خاطر : چهار از آن منتفى مىشود و يكى باقى

--> ( 1 ) - از براى L : از بهر N - - ( 4 ) - زبان N : به باء مهمله L ! - - ( 5 ) - هر چيز L : هرچه N - - ( 6 ) - باشد L : بود N - - ( 9 ) - عزت N : - L - - ( 12 ، 13 ) - بايد كه L : تا N - - ( 14 ) ( ، 15 ) - سورهء 70 ( المعارج ) آيهء 4 - - ( 15 ) - قولى L : قول N - - بماند L : بازماند N - - ( 16 ) - سورهء 32 ( السجدة ) آيهء 4 / 5 - - ( 17 ) - اگرچه L : و اگر N - - راه L : روى N