نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

مقدمه 11

كاشف الأسرار ( فارسى )

( متوفى 632 ) . به نظر مىرسد كه اين رشيد الدين مقرى همان رشيد الدين طوسى مىباشد كه بنا بر كاشف الاسرار ما شيخ اول شيخ عبد اللّه بود ، يعنى قبل از آنكه عبد اللّه به نوبه خود به دايره على لالا پيوست . دليل يكى بودن اين دو رشيد الدين دوگانه است : اولا بنا بر شجره‌نامه مستنسخ نسخه N ( كه آن در آخر نسخه موجود هست ) عبد اللّه نسائى هم خرقه و هم تلقين ذكر را از طرف رشيد الدين ابو عبد اللّه محمد بن ابى القاسم السلامى الطوسى گرفت ، و او بنا بر همان شجره روحانى مريد ابو الحسين على بن ابى بكر بن روزبه القلانس بود ، و آن سلسله به چند واسطه به ابو عبد اللّه البخارى ( مؤلف « صحيح » متوفى 256 ) مىرسد دليل دوم آنكه همان سلسله در اجازه‌نامه نوشته محمد پارسا ( ر ك ابن الكربلائى روضات 2 : 220 ) هم آمده است ، و در اينجا رشيد الدين طوسى نام رشيد الدين ابو عبد اللّه محمد بن ابى القاسم عبد اللّه بن عمر بن ابى القاسم المقرى دارد بنا بر همان ماخذ اين رشيد الدين مقرى ( يا بگوئيم طوسى ) در سال 707 رحلت نموده است . درباره اينكه دوران شاگردى اسفراينى كى به اتمام رسيد خبرى در دست نيست ، ولى از مقدمه رساله خلوت‌نشينى ( ضميمه B ، فصل 2 ) برمىآيد كه از قبل از ورود به بغداد به ارشاد صوفيان مشغول شد ، يعنى قبل از شعبان 675 كه در آن تاريخ در رباط « درجه » بغداد دوره خلوت‌نشينى گزارد . بعد از اين تاريخ ما او را بيشتر در بغداد مىيابيم و گذشته از يك سفرى به مكه ( قبل از سال 686 ) مقيم مدينة السلام ماند و در خوانق گوناگون اين شهر ارشاد مىنمود . مثلا مىدانيم كه قبل از سال 689 در رباط « سكينه » جمال الدين دستجردانى ( رئيس اوقات عراق ) با او « صحبت » داشت يعنى مريد او شد و در سال 689 علاء الدوله سمنانى در شونيزيه زير نظر او خلوت‌نشينى گزارد . بعدا در قسمت شرقى شهر خانقاهى درست كرد كه شايد همان خانقاه بوده باشد كه « سلطان اسلام خدابنده » ( اولجايتو ) بنا بر وصيت‌نامه اسفراينى در سنه 709 به او « تمليك فرمود مطلقا » در سال 712 علاء الدوله دوباره در بغداد با مرشد خود ديدار كرد . خانقاه اسفراينى در نيمه دوم قرن هشتم در بغداد معروف بود و نور الدين عبد الرحمن « ثانى » نبيره شيخ ما در آنجا به قول جامى ( ر . ك . نفحات ص 450 ) خليفه جد بزرگوار