نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

مقدمه 10

كاشف الأسرار ( فارسى )

بغدادى حتى نام نمىبرد و از نجم الدين كبرى به عنوان « شيخ شيخ شيخ ما » معرفى مىكند ( ر . ك . ضميمه B فصل 21 ) درحالىكه در كاشف الاسرار درست برعكس به كبرى توجه ندارد و بغدادى را « شيخ ما و سلطان ما » مىداند ( ر . ك . كاشف ، فصل 97 ) چونكه كاشف الاسرار بدون شك سالها بعد از ملاقات با علاء الدوله تأليف شده است ، و ما مىدانيم كه علاء الدوله براى مجد الدين بغدادى از همه مشايخ بيشتر احترام داشته ، شايد اين تحويل توجه بدون تأثير مريد بر مراد خود نبوده باشد ؟ خصوصيت شيخ احمد گورپانى تصوف زاهدانه و « خاموشى » بود ، و روش « ذكر قوى خفى مشروط به نفى و اثبات » او شهرتى داشت تا حدى كه من بعد در مكتب على همدانى او را مؤسس « ذكر چهار ضربى » مىدانستند ( ر ك روضات الجنان ابن الكربلائى 2 : ص 300 و بعد ) . ولى اسفراينى ما به اين ذكر چهار ضربى هيچ اشاره نمىكند و به احتمال قوى روش آن ذكر خفى او مانند آنكه من بعد به « ذكر نقشبندى » معروف شد ، ذكر سه ضربى بود نه چهار ضربى . به هر حال جبرئيل خرم‌آبادى شاگرد اسفراينى روش ذكر شيخ را « سه قسم » تعريف مىكند ( مقدمه فرانسه پاورقى ش 126 ) و قشاشى در السمط المجيد ( چاپ حيدرآباد 1327 ص 158 - 155 ) اسفراينى ما را مؤسس ذكر سه ضربى مىشمارد نكته ديگرى اينست كه اسفراينى تربيت صوفيانه را نه تنها از شيخ احمد گورپانى گرفت ، بلكه در همان دوران جوانى هم « ارادت به خاندان شيخ ابو سعيد بو الخير داشت ( ر . ك كاشف ، فصل 41 ) و از زهد به عشق پيوست ، و در شهر اسفراين در مجالس سماع شركت كرد ( ر ك ضميمه III A ، فصل 12 ) . با مشايخ ديگرى هم ملاقات كرد و بخصوص وقت مسافرت به ولايت نسا مريد شيخ عبد اللّه نسائى شد و از او دوباره تلقين ذكر را آموخت ( ر . ك كاشف ، فصل 47 - 42 ) باعث تعجب است كه سمنانى در تذكرة المشايخ ( چاپ دانش‌پژوه در سلسلهء دانش ايرانى 4 ، صفحه 152 به بعد ) نه در مورد درويش خاندان ابو سعيد حرفى مىزند و نه در مورد شيخ عبد اللّه ، ولى مىگويد كه اسفراينى « خرقه تبرك » را از دست شيخ رشيد الدين ابو عبد اللّه محمد بن ابى القاسم المقرى دريافت كرده و او هم به نوبه خود از دست شيخ شهاب الدين ( ابو حفص ) عمر بن محمد سهروردى