نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
125
كاشف الأسرار ( فارسى )
اين باطن مردان چه عجايب بحريست * چون موج زند ازو « انا الحق » خيزد « 1 » لا بل ذكر حقّ تعالى به از زر و سيم نفقه كردن و بهتر از غزا كردن و بهتر از مقام شهادت يافتن ، بدليل اين حديث كه مصطفى ، صلوات اللّه و سلامه عليه ، فرموده است : « أ لا أنبئكم بخير أعمالكم و أزكاها عند مليككم و أرفعها فى درجاتكم خير لكم من إعطاء الذهب و الورق و [ من ] أن تلقوا عدوّكم فتضربوا أعناقهم و يضربوا أعناقكم . قيل : و ما ذاك يا رسول اللّه ؟ قال : ذكر اللّه » . ذكر مطلقا شريفترين و بافايدهترين همهء عملهاست ، به حكم اين آيت قرآن و حديث مصطفى ، صلوات اللّه و سلامه عليه . اگرچه اذكار بسيار و بىنهايتست ، امّا افضل آن كلمهء لا إله الّا اللّه است ، بدليل اين حديث كه « أفضل الذكر لا إله الّا اللّه » . ( 24 ) آرى عزيزا ، كلمهء لا إله الّا اللّه را خاصيّتى است كه سبزهء طاعت را در باغ هدايت بار عنايت بروياند ، كه « لا إله الّا اللّه ينبت الايمان فى القلب كما ينبت الماء البقلة » و از درخت طاعت گل معرفت و محبّت در دل عاشقان و ذاكران بشكفاند ، چنان كه شيخ نجم الدين رازى مىگويد بيت : باش تا بر گُل دلت آيد * شبنم لا إله الّا اللّه صد هزاران گُلت شكفته كند * يك نم لا إله الّا اللّه هر دمت عيسى دگر زايد * مريم لا إله الّا اللّه ملك روح را شود مسجود * آدم لا إله الّا اللّه « 13 » و بيشتر اختيار بالغان و عاشقان و كاملان راه حقّ اين ذكر بوده است ، و جمله بر اين طريق بودهاند ، و به گفتن اين كلمه موانع از پيش ايشان رفع افتاده است ، و بر مداومت اين ذكر به حضرت ، عزّ اسمه ، رسيدهاند ، و بدين ذكر راه دل ايشان به حضرت خداوند ، سبحانه و تعالى ، گشاده است ؛ چنان كه در كلمات خويش شيخ ما ، قطب الاولياء رضىّ الدين على لالا ، قدّس اللّه روحه العزيز ، آورده است ، كه اين ذكريست كه بندگان را از هستى ايشان خلاص دهد و بحقّ رساند ، كه به حقيقت مقصد الاقصى است ، و نهايت مقامات اولياست ،
--> ( 1 ) ( 19 ، 1 ) - رباعى - - ( 13 ) ( 13 الى 16 ) - بحر خفيف