نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

مقدمه 5

كاشف الأسرار ( فارسى )

عمرش مىگذشته زيرا طبق اشارتى كه مىكند ( كاشف ، فصل 60 ) « خرقه ذاكر وى در حال حاضر در خراسان است » و ما از جاى ديگر ( ر . ك . به مكاتبات مقدمه صفحه 19 و يادداشت 72 ) مىدانيم كه وى اين خرقه معروف خود را در سال 697 ( يا شايد دو سال ديرتر ) براى سمنانى فرستاده بوده است . تفاوتهاى مخصوصى كه بين دو نسخه N و L وجود دارد ، اجازه مىدهد چنين فرض كنيم كه متن نسخه N نمايانگر تحريرى است كه پس از تحرير نسخه L بوجود آمده است ( ر . ك . به بعد ) . در مورد رساله بزرگ ديگر ، آنكه در اينجا بعنوان ضميمه B از آن ياد شده است ، باب پنجم مجموعه سمنانى ( 5 ، ب 132 - 16 الف 111 sarL ) است . به علت نبودن يك عنوان واقعى ، اين كتاب ( توسط ناسخ ؟ ) فى كيفية التسليك و الاجلاس فى الخلوة نام گرفته است كه به فارسى آن را رساله در روش سلوك و خلوت‌نشينى برگردانيده‌ايم . خود نويسنده ، متواضعانه آن را « كلمه‌اى چند از آداب صوفيه » مىنامد ( كتاب صفحه 13 ، 111 ) . مع‌ذلك اين رساله‌اى كم‌وبيش اصولى از تصوف عملى است كه مؤلف آن را به هشت فصل تقسيم كرده است . ( كتاب صفحه 15 . 112 ) در اين رساله مىتوان نظرى اجمالى به « هشت شرط » شناخته شده مكتب نجم الدين كبرى پى برد كه در اينجا آن را « هشت شرط ذكر » ناميده‌اند ( كتاب صفحه 134 - 128 ) . از يك نظر كلى اين اثر به نظر مىرسد صادقانه منعكس‌كننده آنچه زندگى روحانى خانقاه كبروى بوده باشد است . بدون شك اين اثرى است كه در جوانى يعنى كمى بعد از وارد شدن اسفراينى به بغداد ، نوشته شده است . اسفراينى در آنجا در دهم شعبان 675 ( كتاب صفحه 11 ، 112 ) خلوت‌نشينى گزارد و سپس به نوشتن « اين كلمه‌اى چند » پرداخت ( كتاب صفحه 15 ، 112 ) . در مورد ضميمه A كه ما عنوان پاسخ به چند پرسش به آن داده‌ايم منتخبى است از شش پاسخ كه ما براى روشن كردن مواردى چند در مورد طرز فكر مؤلف و كامل كردن صورت شخصيت روحانى وى از آن استفاده كرده‌ايم . در واقع بايستى گفت كه اين انتخاب تقريبا من عندى انجام گرفته و ليكن چون در حال حاضر