نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
مقدمه 4
كاشف الأسرار ( فارسى )
و گاه به نجم الدين رازى ) nibroC . H متكى بر اظهار صريح سمانى ) نسبت داده شده است . در ميان 150 نوشته شناخته شده از نويسنده ما تنها دو نامه يافت مىشود كه مىتوان آنها را واقعا دو رساله تصوف در نظر آورد البته با در نظر گرفتن محتوى كلى آنها . سمنانى اين دو نامه را در بابهاى چهارم و پنجم مجموعه خود گردآورى كرده است ) sarL ( و ما در اينجا نامه اولى را با ترجمه فرانسه آن بعنوان متن اصلى خود ( صفحه 68 - 1 ) و دومى را بعنوان ضميمه B ( صفحه 182 - 109 ) چاپ مىكنيم . در مورد ضميمه A ( صفحه 107 - 69 ) به بعد از اين رجوع كنيد . براى متن اصلى ما نه فقط مجموعه سمنانى ( 15 ، الف 111 - 12 ، الف 84 sarL ) را در اختيار داريم ، بلكه مجموعه خانقاه نعمت الهى ( 21 ، ب 481 - 13 ، ب 452 هامش N ) كه در اينجا تحت عنوان كاشف الاسرار للشيخ نور الدين عبد الرحمن آمده است نيز در دسترس ما است و عنوان كاشف الاسرار از همينجا ناشى مىشود . اين عنوان در انتهاى متن نسخه N ( كاشف ، فصل 116 ) نشان داده شده حال آنكه در مجموعه سمنانى چنين نيست . در مجموعه سمنانى بجاى عنوان چند سطر كه احتمالا بهوسيله يك ناسخ تحرير شده وجود دارد و موضوع متن بعنوان « باب چهارم ، پاسخ به شخصى كه از وى ( توضيحاتى درباره حديث ) 70000 حجاب نور و ظلمت . . . خواسته » توصيف داده شده است . متن ( كاشف ، فصل 3 ) در واقع به صورت « پاسخى » به سؤال درباره معنى روحانى اين حديث تأليف شده است ، و اين براى مؤلف فرصتى است كه يك انديشه صوفيانه كه در آن شعار همان « حجابهاى نور و ظلمت » باشد يعنى راه صوفيانه به معنى كلى و به مفهوم ساخت كيهانى را پروبال بخشد . در عين حال اين يك نوع خاطرات روحانى است كه منازل متعددى شخصى در خط سير ميان بخشهاى نظرى اين نامه گنجانيده شده است و اين بدون شك بعنوان مثال آمده زيرا متن سلوك صوفيانه نيز هست ليكن به مفهوم تجسم يافته راهى است كه بهوسيله مؤلف نيز طى شده است . همه چيز حاكى برآنست كه اين اثر از دوران كمال است . در واقع مىتوان گفت كه در موقع نوشتن اين اثر اسفراينى حد اقل شصت سالى از