نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

93

كاشف الأسرار ( فارسى )

كلمهء « لا إله الّا اللّه » را در خود بجويند و بمجرّد صورت قانع نشوند ، كه ناقد بصير است ، در قيامت نقد قلب را در سوق سعادت به ميزان سلامت بسنجد . « انّ اللّه طيّب لا يقبل الّا الطيّب » . و وقوع صورت دالّست بر معنى واقع ، يعنى از بهر مردار دنيا حقوق كلمهء « لا إله الّا اللّه » فروگذاشته‌اند و خوف و خشيت حقّ را - عزّ اسمه - با خوف و خشيت خلق در بدل داده و فروج اهل « لا إله الّا اللّه » را ، كه به حقيقت حرم حق‌ّاند ، در موقع بيع گذاشته ، لا بل در معرض مستراد آورده ، و مىگويند : « لا إله الّا اللّه » . لاجرم معنى با صورت و صورت با معنى راست نمىافتد ، و در معنى چنان كه هست نقش كلمه را مىنمايند . زفان حال از حضرت عزّت با جان هر يكى از بندگان اين خطاب مىكند بيت : بيا بر كوى تا از من چه ديدى * كه رفتى بر سرم بازى گزيدى « 10 » ( 20 ) هر مال و جاه كه در راه و رضاى حقّ باخته نشود ، بچه كار بازآيد ! چه جاه و مال بنده را عاريت است - « العبد و ما يملكه لمولاه » ، لا بل او عين نفس خويش را مالك نيست و عين او ملك افتاده است - « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ » . « 13 » هر تصرّف در مال و جاه كه نه موافق رضاى حقّ افتد ، حكم خسران گيرد ، و خسران حرمان ابدى شود . غرض آنكه نظر از خلق منقطع گردانند و بحقّ واثق باشند و غيرت دين را در باطن حركت دهند بامر معروف و نهى منكر . « احفظ اللّه يحفظك ، احفظ اللّه تجده امامك » . ضمان حشيش و خمر را كلّى در معرض دفع بايد انداخت ؛ و اگر نه ، شومى اين به جائى برسد كه فروج مردم داخل ضمان « 17 » شود ، و چندانكه اين سنّت شوم مىماند ، گناه تمامت مفسدان بجمع بديشان عايد و عذاب لاحق مىشود . « من سنّ سنّه سيّئة كان عليه وزرها و وزر من عمل بها من بعده من غير ان ينقص من اوزارهم شىء » .

--> ( 10 ) - بحر هزج ( در مصراع دوم خط بدون نقطه‌ها آمده ) - - ( 13 ، 14 ) - سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 112 / 111 - - ( 17 ، 18 ) - ضمان L : گويا بمعنى ضمانت استعمال شده است .